امروز اله تی تی گیلان یکساله شد و من به خود آمدم تا به سوالات اندکی از دوستان پاسخ و به علاوه درباره مسائل پیرامونی وبلاگ اله تی تی گیلان توضیح دهم .
ابتدا توضیح میدهم که چرا وبلاگی با نام اله تی تی گیلان ایجاد شد. اله تی تی گیلان در یک غروب جاودان با دلهره ها، دغدغه ها، امیدها و آرزوهای بیداد(گیله زن) متولد شد . ایجاد چنین وبلاگی وقتی در ذهنم خطور کرد که در اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۹درخت چندصدساله بقعه بی بی رقیه واقع در شهر رشت را به جرم مبارزه با خرافه پرستی قطع گردید. آن روزها از این خبر سخت شوکه شده بودم آن درخت بزرگ و سرسبز درخت خاطرات روزهای کودکی ام بود به علاوه از لحاظ زیستی به عنوان ذخیرگاه ژنتیکی مان نیز محسوب می شد اینگونه شد که جرقه ایجاد چنین وبلاگی برای مقابله با باورهای غلط در ذهنم خطور کرد. بعد از اینکه تصمیم به تشکیل چنین وبلاگی داشتم از دوستان و خانواده ام درخواست کردم تا اسامی اصیل گیلان را در اختیارم بگذارند در این مابین مسافرتی داشتم و شبی که غرق در نگاه کردن ماه بودم ناخودآگاه یاد خاطرات کودکی ام افتادم وقتیکه مادرم برای نشان دادن ماه به من از لفظ اله تی تی استفاده می کرد و این شد که نام خاطره انگیز روزهای کودکی ام را بر وبلاگ خود گذاشتم و گیلان را در کنارش قرار دادم . ناخواسته معنی این دو در کنار هم "ماه گیلان" شد اما مقصود من از قرار دادن گیلان در کنار اله تی تی این بود که مخاطبان غیر گیلانی این وبلاگ متوجه اصالت نام اله تی تی شوند .
اینکه چرا نام نویسنده بیداد(گیله زن) است. باید بگویم که بیداد(گیله زن) نامیست که خودم بر روی خود نهادم هرچند که مفهوم والای این دو در کنار هم بسیار بسیار وسیع تر از شخصیت حقیر می باشد اما بیداد نامیدم تا بیداد روزگارمان باشم بیداد تلخی ها، زشتی ها، تا بیداد بازار خودپرستی و خواب زدگی باشم بیداد حرفهایی که در سکوت سینه را می سوزاند دریغ از آنکه بتوان به زبان آورد... و گیله زن نامیدم نه به عنوان نمادی از شیر زنانی گیلانی که در آن جایگاه خود را نمی بینم اما قصد داشتم هنگامیکه مخاطب نام گیله زن را می خواند این نام برای او یادآور زنانی باشد که شجاعانه پابه پای مردان در برابر سختی های روزگار ایستاده اند و فرزندانی همچون میرزا کوچک را در دامان خود پروراندند تا نام ایران مانا ماند زنانی که هیچ گاه زن بودن را مانعی برای رسیدن به اهداف والای خود ندانستند و هیچ گاه خود را در کنج خانه محبوس نکردند بلکه دوش به دوش مردان همسفر روزهای سخت زندگی شده اند.
در این یکسال اله تی تی جز مهمی از زندگیم شده و حتی عمل جراحی که سال پیش به سراغم آمد نتوانست مانعی باشد برای به روز کردن به موقع آن. شاید این تفکر و احساس به اله تی تی سنگینی دینی باشد که نسبت به سرزمینم احساس می کنم و خود را در برابر آن مسئول میدانم .
اله تی تی گیلان می کوشد تا به عنوان دیده بانی کوچک از تمامی حقوق و ارزشهای سرزمینش پاسداری کند و هرگز در برابر باورهای غلط سکوت پیش نمی گیرد و حقایق را پنهان نمی سازد هرچند که شاید پژواک صدایش در ابتدای راه محو شود اما باور دارد که روزی همگان با او هم صدا می شوند تا طنین صدایمان به سرمنزل مقصود برسد .
اینجانب نرگس سلیمی یا همان بیداد(گیله زن) همان نام بزرگی که کوچکی این حقیر را می پوشاند از تمامی دوستانم که در این یکسال با نوشته هایم همراه شدید و مطالب من را مورد حمایت خود قرار دادید و یا حتی در مواردی آن را در سایت و یا وبلاگ خود درج داده اید بی نهایت سپاسگزارم و کاش این تنها کلمه ی سپاس بتواند تمامی احساس من را از لطف و محبت شما نشان دهد و باور دارم که برای ادامه این مسیر دشوار بدون شما دوستان ناتوانم و ایمان دارم: "گرچه شب تاریک است دل قوی دار سحر نزدیک است"
در انتها از آن دوست که اکنون جزو اولین نفراتی ست که این مطلب را می خواند کمال تشکر دارم دوستی که بی هیچ چشم داشتی بعد از درج مطالبم جمله به جمله آن را می خواند و اس ام اس های گاه بی موقع اش مشعلی میشود برای هدایت مطالب این وبلاگ ،هرچند که گاهی نظراتش متفاوت با نظرات من است اما طبیعت ثابت کرده که این تضادها زیبایی نیز می آفریند.
از همراهان اله تی تی تقاضا دارم که اگر قرار است لطف کنند و نظری را در پای این مطلب بگذارند انتقادات شان را بدرقه ی راه اله تی تی گیلان نمایند که بی صبرانه چشم در راهم...
قانون اله تی تی گیلان: هرگز نظری در این وبلاگ حذف نمی گردد حتی اگر آن نظر در برگیرنده آیین، نژاد، عقاید و یا نظری متفاوت با نگارنده باشدو این روند ادامه خواهد یافت .