شروع سومین سال فعالیت اله تی تی گیلان

یک مثل روسی می گوید: بدون باختن برنده نمی شوی ...

شاید ارتباطش با  مطلب حاضر از آن جهت نزدیک باشد که جرقه ایجاد اله تی تی گیلان هنگامی زده شد که آن درخت کهن و دوست داشتنی دیگر نبود ! البته گرچه که نبود اما مگر می شود زخم تبر بر پیکر درخت نقش ببندد و آنوقت جوانه ها از جای دیگر نشکفند ؟ بی شک اله تی تی گیلان هم  یکی از همان جوانه هاست ! 

و حالا از آن روز دوسال میگذرد و امروز اله تی تی گیلان آغاز سومین سال شروع فعالیت اش را هدفمندتر از قبل جشن می گیرد.

احساسم نسبت به چنین روزی همان چیزیست که جبران خلیل جبران گفته :

چشمه ساری که خود را در اعماق درون شما پنهان ساخته است روزی قد خواهد کشید و فوران خواهد کرد و با ترنم و نغمه راه دریا را در پیش خواهد گرفت . 

کماکان آرزویم این است که بذر امید و شاخه روشنایی در دل هایمان جوانه زند...

معاون رییس جمهور: تاثیر استعمار و استکبار جهانی در شرایط اقلیمی ایران!

این روزها گفته های قابل تاملی از سوی مسولان کشوری در رابطه با دلایل پدیده ی خشکسالی در ایران شنیده می شود .

از آنجا که چندی پیش در نشستی که در سازمان هواشناسی برگزار شد معاون رییس جمهور، سید حسن موسوی با مشکوک دانستن خشکسالی جنوب کشور اعلام داشت که احساس می کنم استعمار و استکبار جهانی در شرایط اقلیمی ایران تاثیر می گذارند.

از ان طرف محمدی زاده رییس سازمان محیط زیست در پاسخ به پرسش برخی از خبرنگاران در همین زمینه بیان داشت : آنچه که عنوان شده به عنوان يک نظريه مطرح است. بعضي از کشورهاي اروپايي و توسعه يافته دستکاري‌هايي را در ابرهاي باران‌آور انجام مي‌دهند و اين نزول آسماني را در کشورهاي اروپايي تخليه مي‌کنند. 

و در خاتمه به این جمله بسنده کرد: اين اتفاقات هنوز پشتوانه‌هاي علمي و مطمئني که اين کار اروپايي‌ها را ثابت کند ندارد و کساني که چنين سخناني را مي‌گويند که غرب در خشکسالي‌هاي کشور دست دارد بايد ادله‌هاي مستند علمي ارائه کنند.

اما پروفسور کردوانی، پدر کویر ایران در واکنش به ادعاهای معاون رییس جمهور گفت: اين موضوع را بارها مقامات دولتي گفته‌اند که برخي کشورها نمي‌گذارند جريان هوايي که از کشور ما مي‌خواهد بگذرد وارد ايران شود اما به هيچ وجه هيچ کشوري با هر قدرتي که باشد نمي‌تواند تغيير در آب و هواي کشورها ايجاد کند

در انتها قضاوت با خودتان...!

کاهش چشمگیر راشستان های شمال ایران

راش یا فاگوس از خانواده ی Fagaceae و راسته ی Fagales ،یکی از مهم ترین و گسترده ترین عناصر جنگل های شمال ایران می باشد که از جنگل های آستارا تا قسمت های غربی جنگل های گلستان و در ارتفاعات ۱۰۰۰ متر به بالا دیده می شود و قدمت آن به بیش از یک میلیون سال می رسد.

از ویژگی های عمده اعضای خانواده راش می توان به گل آذین شاتون اشاره کرد که گل های تک جنس و تک پایه و به صورت سنبله های دم گربه ای آویخته می باشند. اعضای این خانواده به پیاله داران معروف اند زیرا که گل های ماده در اندام پیاله مانندی قرار گرفته و مجموعه ای از براکته و براکته های فرعی میوه را در بر می گیرند. این درخت دارای میوه فندقه است که چسبیده به یک پیاله خاردار می باشد و برگ ها آن نیز ساده و اغلب به شکل لوب دار است.

اعضای این خانواده به عنوان منبع چوب برای ساختمان سازی، لوازم خانگی و... دارای اهمیت می باشند. 

دو گونه ی مهم راش به نامهای Orinentalis و Sylvatic می باشد که گونه ی اول به عنوان یکی از عناصر مهم در جنگل های شمال و گونه ی دوم در اروپا وجود دارد .

در ساله های اخیر که مساحت جنگل های شمال در طول دو دهه گذشته، ۱۷ درصد کاهش یافته متاسفانه کاهش چشمگیری نیز در وسعت این درختان مشاهده شده و در نتیجه راشستان شمال کشور دچار عقب نشینی فاحشی شده است دلیل آن را می توان در جاده سازی بدون ملاحظات زیست محیطی، قاچاق چوب و بهره برداری بی رویه از جنگل ها جستجو کرد. 

حال که با کوتاهی های مکرر سازمان حفاظت محیط زیست به کسب مقام اول فرسایش خاک در جهان نایل آمدیم وقت آن نرسیده تا فکری به حال تشدید روند تخریب در جنگل های شمال با گونه های بی نظیر گیاهی اش کنیم ؟

آغاز طوفان نمک در دریاچه ارومیه...

امروز انتشار تصاویر زیر حکایت از آغاز سونامی یا طوفان نمک در دریاچه ارومیه را داشته و این همان رویدادی ست که کارشناسان و فعالان محیط زیست با بحرانی شدن وضعیت دریاچه ارومیه، نسبت به وقوع چنین روزی هشدار داده بودند .

بعد از اجرایی نشدن بسیاری از وعده وعیدها برای حل وضعیت دریاچه ارومیه، هنوز هم کسی پیدا می شود که مرگ دریاچه ارومیه را تکذیب کند !؟

 

پی نوشت: بررسی وضعیت دریاچه ارومیه و تالاب ها در همین وبلاگ

لطفا برای دیدن تصاویر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید...

ادامه نوشته

در سرزمینی که ضد ارزش تبدیل به ارزش می شود!

ناهنجاری اجتماعی یا پدیده ی غیرفرهنگی یا هر عنوان علمی و اجتماعی دیگر هم که داشته باشد مهم این است که این روزها نه تنها گریبانگیر طبیعت پیرامونمان شده بلکه بر پیکره آثار تاریخی و میراث فرهنگی سرزمین مان نیز سایه افکنده، گواه این ادعا این  یادگار نویسی ها بر روی آثار تاریخی ست ...

کم نیستند افرادی که در برخورد با چنین آثار ارزشمندی جهت مطرح شدن و جلب توجه اطرافیان، دست به چنین حکاکی هایی می زنند در علم روانشناسی این یک نوع تخلیه روانی محسوب می شود که در این میان عدم آموزش در جامعه باعث شده که این رفتار در طیف های مختلف سنی به خصوص نوجوانان و جوانان مشاهده شود .

فرقی نمی کند این ناهنجاری اجتماعی در کجا به مرحله ظهور برسد می خواهد مناظر طبیعی باشد و یا در کنار آثار باستانی چند هزارساله، خواه بر روی تنه ی یک درخت و یا بدنه ی یک اثر تاریخی، گرچه این روزها کار از یادگاری نویسی نیز گذشته به راحتی و بدون هیچگونه حفاظتی، سوار بر آثار تاریخی چند هزار ساله هم می شویم و بدمان نمیاد اگر ژستی هم گرفته شود و برای ثبت چنین افتخاری، عکسی بگیریم. می توانید این عقب ماندگی فرهنگی را ببینید در اینجا

اما موضوع دیگر عدم برخورد قاطعانه نهادهای دولتی در دفاع از آثار تاریخی کشور است و شاهد این واقعیت هستیم که سازمان های زیربط کم ترین توان دفاع از ارزش های سرزمین شان را دارند! زیرا که مشاهده چنین رفتارهایی ریشه در وضع قوانین ضعیف و عدم آموزش و عدم اطلاع رسانی دارد با اینکه تاکنون به دلیل بیم از گسترش شدت چنین رفتارهای از سوی دوستداران میراث فرهنگی پیشنهاداتی همچون نصب تابلوی سفید در کنار میراث فرهنگی و طبیعی شده اما کماکان شاهد بی توجهی و عدم برخورد جدی مسولان زیربط نسبت به این آفت اجتماعی و عامل نابودی میراث تاریخی هستیم  علاوه بر این می توان به پیشنهادات دیگری همچون نصب دوربین های مداربسته و اطلاع رسانی عمومی توسط سازمان هایی همچون صدا و سیما و از همه مهتر اختصاص دادن بخش هایی از کتب آموزشی در مدارس در رابطه با اهمیت حفظ میراث تاریخی اشاره کرد که تاکنون به هیچ کدام جامه عمل پوشانده نشده است.

سازمان هایی همچون صدا و سیما می توانند با اجرای تبلیغات و پیام ها در جهت ارزشگزاری و اهمیت دادن به میراث فرهنگی بکوشند اما افسوس که برای یک کودک ایرانی تبلیغ یک پفک و امثالهم مهمتر از حفاظت از میراث فرهنگی آبا و اجدادی اش می باشد !

کلام آخر آنکه تا وقتی که نهادهای دولتی سعی در مقابله با این ضد ارزش را نداشته باشند و آموزش مخصوصا در مدارس نقشی در برنامه های سازمانی نداشته باشد باید همچنان انتظار داشت که ذره ذره میراث طبیعی و تاریخی و فرهنگی مان در آتش نابخردی عده ای بسوزد و نابود گردد، البته شاید انتظار زیادی باشد وقتیکه شهرداری اصفهان اینگونه زشت و غیراصولی دیوار نویسی بر روی سی و سه پل را پاک میکند و یا بهتر بگویم نمای تاریخی ترین پل ایران را تخریب می کند بخوانید اینجا و ببینید در آنجا  و یا وقتیکه که از تخت جمشید، کهن ترین یادگار ایران زمین، اینگونه اسفبار حفاظت می شود ببینید اینجا ...

21 تیر ماه سرآغازی برای مصرف کمتر کیسه های پلاستیکی

در راستاي آموزش، فرهنگ سازي و ارتقاء سطح دانش شهروندان در زمينه مضرات استفاده از کيسه‌هاي پلاستيکي روز 21 تير ماه روز بدون نايلکس با شعار امروز يک کيسه پلاستيکي کمتر نامگذاري شده است.

امروزه سبک زندگی مان به طریقی ست که تاکید بر خرید راحت، مصرف سریع و دور اندازی آسان مواد زاید دارد در این راستا راه حل مواجه با افزایش مواد زاید، تولید کمتر زباله و بازیابی بیشتر آن است. تمامی ما می توانیم با به کار بردن شیوه ای بسیار ساده از جمله انتخاب صحیح به هنگام خرید، از وارد شدن مواد اضافی به جریان مواد زاید جلوگیری کنیم .

ما روزانه در مراکز خرید، فروشگاه های زنجیره ای و سوپرمارکت ها انواع بسته بندی های پلاستیکی دریافت می کنیم اما تا به حال فکر کرده اید که سرنوشت این پلاستیک ها و انواع و اقسام نایلون های رنگی چه می شود؟ غیر از این است که بعد از خرید به راحتی دور انداخته می شوند و یا فضایی از طبیعت مان را اشغال می کنند؟ پلاستیک هایی که حدود ۵۰۰ سال طول میکشد تا در طبیعت تجزیه شوند! و در این مدت زمان طولانی قطعا می تواند خطرات جبران ناپذیری به محیط زیست و حیات وحش پیرامون خود وارد کند .

اما امروزه در چین،بنگلادش،ایرلند و تعداد دیگر از کشورها، قوانینی در جهت ممنوعیت استفاده از کیسه های پلاستیکی وجود دارد و به طور ساده سعی در اجرایی کردن شعاری همچون "زباله ها را قبل از خرید، کاهش دهید" دارند و آن چیزی که جایگزین این محصول خطرناک می شود استفاده از پلاستیک های سازگار با محیط زیست و یا پلاستیک های تجدیدپذیر است.

و خوب است بدانیم با مصرف نکردن يک کيسه پلاستيکي در هفته در هر خانواده ايراني مي‌توان از مصرف حدود 816 ميليون کيسه پلاستيکي در سال جلوگيري نمود.

اما در ۲۱ تیر و به تبع آن در روزهای بعد، می توان کارهای ساده ای جهت استفاده کمتر از بسته بندی های پلاستیکی و جلوگیری از نابودی زودهنگام کره زمین انجام داد:

از مصرف نایلون خودداری کنیم مخصوصا استفاده از ظروف پلاستیکی فشرده که از چند لایه پلاستیک ساخته شده اند و کاملا غیرقابل تجزیه می باشند .

در خریدهای روزانه می توانیم کیسه های پارچه ای را جایگزین استفاده از نایلون، پاکت و بسته بندی های پلاستیکی کنیم .

اطلاع رسانی به دوستان و اطرافیان مان و آموزش به کودکان مان را فراموش نکنیم. زیرا کودکان سرعت یادگیری زیادی دارند می توانیم با زبان ساده به آنها بیاموزیم که با مراقبت صحیح از اسباب بازی هایشان و عدم خرید مجدد می توانند در نجات کره زمین نقشی ایفا کنند .

در انتها به جمله ای از "ادموند بارک" بسنده می کنم: هیچ اشتباهی بزرگتر از این نیست که کسی کاری انجام ندهد بدین دلیل که نتیجه کارش کوچک است .

به راستی ساخت جاده در جنگل ابر چه اهدافی را دنبال می کند؟!

اینجا جنگل ابر،در ۵۰ کیلومتری شمال شرق سمنان،یکی از بی نطیرترین و دیدنی ترین نقاط ایران زمین، پوشش جنگلی آن از نوع هیرکانی، بازمانده از دوران سوم زمین شناسی است. می گویند مجاورت دو ناحیه کم فشار و پرفشار دلیلی می باشد تا در اکثر ماه های سال به طور شگفت انگیزی فضای جنگل، از ابر پوشیده شود.

اما با وجود تمام این ویژگی های منحصر به فرد، از حدود ۵ سال پیش وزارت راه  از عبور جاده و ساخت و ساز در این جنگل خبر داد جاده ای ۶۰ کیلومتری که اساسا توجیه ای برای ساخت آن وجود ندارد زیرا همواره پرسش کارشناسان محیط زیست این بوده که با وجود 9 راه ارتباطي بين گلستان و سمنان ساخت جاده ابر توجيه ای می تواند داشته باشد؟ و اینکه برای جمعیت محدود آن منطقه، ساخت چنین جاده عریض و طویلی بر روی عرصه های بکر جنگلی چه اهدافی را دنبال می کند؟


و اما بعد از اعتراضات گسترده نسبت به ساخت این جاده و البته بعد از اطمینان دادن سازمان محیط زیست از اجرایی نشدن چنین طرحی،اما مثل اینکه باره دیگر می باید شاهد به خاک مالیده شدن پوزه ی سازمان محیط زیست باشیم! زیرا که توقف چند ساله ساخت جاده برای جامعه محیط زیستی فریبی بیش نبوده و این روزها خبرها حکایت از موافقت رييس سازمان محيط زيست با ساخت جاده در جنگل ابر شاهرود داشت به طوری که صدای قطع شبانه 4000 هزار اصله درخت نیز به گوش رسید!

و اینگونه بود که ریس فراکسیون محیط زیست مجلس از دست های اقتصادی پشت پرده براي احداث جاده در جنگل ابر خبر داد و یا نامه ها و پرسش های این چنینی به فضای بهت آلود محیط زیست ایران بیش از پیش دامن زد .


و اما این بار نیز تکذیب ،اما آیا این تکذیب های شتاب زده و فراوان چاره درد محیط زیست است؟ تکذیب هایی که هر کدام می توانند تیشه ای دیگر بر ریشه ی محیط زیست ایران وارد کنند...!

پی نوشت: در همین رابطه بخوانید در پنجشنبه 8 تیر تجمع طرفداران محيط زيست در اعتراض به ساخت جاده جنگل ابر در شاهرود

تالاب عینک در معرض نابودی

تالاب عینک در قسمت غربی شهر رشت،در نزدیکی پارک دانشجو واقع شده و از نظر مساحت، دومین تالاب بزرگ استان گیلان می باشد.

مدت زمان زیادی ست که خبر از نابودی این اکوسیستم آبی شنیده می شود و در این بین،همچنان راهکار و عملکرد چشمگیری برای جلوگیری از مرگ غیرطبیعی این اکوسیستم لحاظ نشده است.

شرایط تالاب عینک نسبت به تالاب های دیگر استان گیلان اندکی خاص می باشد از آن لحاظ که این تالاب در داخل شهر قرار گرفته و از طرفی در این سالها شاهد افزایش بی سابقه جمعیت در شهر رشت بوده ایم و این حجم انبوه جمعیت،موجب گردیده تا به نسبت تالاب های دیگر، این تالاب با مشکلات عدیده تری دست و پنجه نرم کند که از آن جمله می توان به ساخت و سازهای بیشمار در حریم تالاب،ورود فاضلاب های شهری و صنعتی به داخل تالاب و تولید زباله توسط شهرنشینان اشاره کرد تا جایی که بخش هایی از تالاب را لوازم منزل و املاح و مصالحی اشغال کرده که به دلیل تخریب خانه های مسکونی به داخل تالاب رها شده و اینها دلایل خشک شدن بخش هایی از تالاب است.

به علاوه همه ی اینها، مرگ و میر گسترده ماهیان در این تالاب دیده شده که دلیل آن، انفجار جمعیتی سرخس آزولا در پهنه ی این تالاب می باشد. در این سالها به خصوص در تالاب های استان گیلان و مازندران گسترش روزافزون این سرخس بر پهنه های آبی مشاهده شده، این سرخس سازگار و سریع الرشد، با اشغال لایه ی سطحی آب، مانع از ورود اکسیژن و نور خورشید به لایه های زیرین می شود و رفته رفته با مرگ آبزیان و فیتوپلانکتون ها و موجودات داخل آب، مرگ یه اکوسیستم آبی نیز رقم می خورد و این، آن چیزیست که بعد از تالاب انزلی و شمار دیگری از تالاب های استان گیلان،دامن گیر تالاب عینک نیز شده است. 

در انتها خوب است بدانیم که این تالاب به علت موقعیت مکانی خاص خود،ظرفیت این را داشته که تبدیل به یکی از قطب های مهم گردشگری استان شود و این در صورتی میسر می بود که با مدیریت صحیح مسئولان،دست کم ساخت و ساز در حریم تالاب صورت نمی گرفت و به جای آن، مکان های تفریحی و توریستی برای شهروندان و مسافران مهیا می شد. 

البته در گذشته نیز طرح های این چنینی ارائه شده بود طرح هایی که در حال حاضر در بایگانی دفاتر شهرداری خاک میخورند...