قتل های زنجیره ای پلنگ ایرانی همچنان ادامه دارد...

پلنگ ایرانی یکی از ارزشمندترین گربه سانان بزرگ بومی غرب آسیا می باشد و  ایران با جمعیتی بالغ بر چند صد قلاده مهمترین زیستگاه این گونه با ارزش در جهان محسوب می شود. اما در چند سال اخیر به دلایلی همچون تخریب زیستگاه های طبیعی این جاندار به دلیل جاده سازی، ساخت معدن بدون در نظر گرفتن ملاحظات زیست محیطی و تخریب جنگل ها جمعیت این گونه منحصر به فرد به شدت در معرض خطر انقراض قرار گرفته است.

علاوه بر این، اخباری که در چند ماه اخیر منتشر گردیده، پیامی جز قتل های زنجیره ای پلنگ های ایرانی به همراه نداشته است تا جایی که در فاصله ای کمتر از چندماه، ۱۲ پلنگ در نواحی مختلف ایران از جمله رودبار(اینجا)، بافق(اینجا)، گچساران(اینجا)، چهارمحال بختیاری(اینجا)، تنکابن(اینجا) و... به دلایلی همچون خوردن سم، شکار غیرمجاز، تصادفات متعدد در حریم زیستگاه این جاندار کشته شده اند و دست آخر در سه روز اخیر خبر از کشف لاشه یک پلنگ سوخته در کهگیلویه و بویراحمد  منجر گردید تا آمار دهشتناک این کشتار بی سابقه به ۱۳قلاده پلنگ در کمتر از یکسال برسد بماند از اینکه بسیاری از این رویدادها در فضای رسانه ای منتشر نمی گردد بنابراین آمار دقیقی در رابطه با میزان این کشتار آشکار نیست.

سوالی که در این بین بی جواب مانده این است که تا چه اندازه درک این رخدادها که منجر به تسریع فرایند انقراض این جاندار کمیاب در ایران شده در جامعه ایرانی و تصمیمات راهبردی مسولان رخنه کرده؟ در شرایط کنونی اگر فرهنگ سازی و آموزش جوامع محلی را اولویتی مهم جهت جلوگیری از کشتارپلنگ ها بدانیم در این بین تا چه اندازه سازمان هایی همچون حفاظت محیط زیست و صدا و سیما ایفا نقش کرده اند؟

پی نوشت: خبری خوش برای یوزپلنگ ها در ایران بیمه دانا بهانه را از سگ های گله می گیرد

تالاب های ایران/ روزنه ای به سوی حیات!

چندی پیش معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست از خشک شدن ۲۰ الی ۱۰۰ درصدی، 40 تالاب در مناطق مختلف کشور خبر داد و علت آن را نبود مدیریت صحیح بر روی منابع آبی عنوان کرد بیشتر بخوانید در اینجا

اما داستان به همین جا ختم نمی شود زیرا که بعد از خشک شدن و حذف کامل تالاب هامون از نقشه ایران(اینجا) حال و روز مردم شهرهای نواحی اطراف هامون به هیچ وجه خوب نیست!(اینجا) در واقع با خشک شدن یک اکوسیستم آبی ما شاهد جریان یافتن توفان های گرد و خاک به نواحی اطراف خواهیم بود و این همان چیزی ست که امروز موجب ایجاد معضلی به نام ریزگردها در بخش های وسیعی از کشور شده است و در صورت خشک شدن دیگر تالاب های کشور، سرنوشت یکسانی برای ساکنان اطراف تالاب رقم می خورد.

دریاچه ارومیه، پریشان، شادگان، کمجان، میانکاله، خورخوران، چغاخور، طشک، گندمان، هورالعظيم، گاوخونی، انزلی، امیرکلایه و... از جمله تالاب های مهم ایران به شمار می روند که هریک به دلایل متعددی از جمله مدیریت غیر اصولی آب به خصوص در سال های اخیر و عدم وجود برنامه جامه ای از آمایش سرزمین به معضل کم آبی دچار شده اند و این در حالی ست که در زمانی نه چندان دور، هر یک از این پهنه های آبی به مانند نگینی، زینت بخش گوشه گوشه ایران بودند.

و اکنون در آستانه فرا رسیدن روز جهانی تالاب ها هستیم آن هم در کشوری که از آن با عنوان خاستگاه کنوانسیون رامسر یاد می شود پس دور از انتظار نیست اگر شاهد تصمیمات مدیریتی زودهنگام سازمان های ذیربط بالاخص در خصوص مدیریت منابع آب باشیم!