تالاب های ایران/ روزنه ای به سوی حیات!

چندی پیش معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست از خشک شدن ۲۰ الی ۱۰۰ درصدی، 40 تالاب در مناطق مختلف کشور خبر داد و علت آن را نبود مدیریت صحیح بر روی منابع آبی عنوان کرد بیشتر بخوانید در اینجا

اما داستان به همین جا ختم نمی شود زیرا که بعد از خشک شدن و حذف کامل تالاب هامون از نقشه ایران(اینجا) حال و روز مردم شهرهای نواحی اطراف هامون به هیچ وجه خوب نیست!(اینجا) در واقع با خشک شدن یک اکوسیستم آبی ما شاهد جریان یافتن توفان های گرد و خاک به نواحی اطراف خواهیم بود و این همان چیزی ست که امروز موجب ایجاد معضلی به نام ریزگردها در بخش های وسیعی از کشور شده است و در صورت خشک شدن دیگر تالاب های کشور، سرنوشت یکسانی برای ساکنان اطراف تالاب رقم می خورد.

دریاچه ارومیه، پریشان، شادگان، کمجان، میانکاله، خورخوران، چغاخور، طشک، گندمان، هورالعظيم، گاوخونی، انزلی، امیرکلایه و... از جمله تالاب های مهم ایران به شمار می روند که هریک به دلایل متعددی از جمله مدیریت غیر اصولی آب به خصوص در سال های اخیر و عدم وجود برنامه جامه ای از آمایش سرزمین به معضل کم آبی دچار شده اند و این در حالی ست که در زمانی نه چندان دور، هر یک از این پهنه های آبی به مانند نگینی، زینت بخش گوشه گوشه ایران بودند.

و اکنون در آستانه فرا رسیدن روز جهانی تالاب ها هستیم آن هم در کشوری که از آن با عنوان خاستگاه کنوانسیون رامسر یاد می شود پس دور از انتظار نیست اگر شاهد تصمیمات مدیریتی زودهنگام سازمان های ذیربط بالاخص در خصوص مدیریت منابع آب باشیم!

این آسمان آبی و دریاچه نیلگون در کدام نقطه ایران واقع شده؟!

دوستداران حیوانات و محیط زیست: ظاهراً بیلبوردهایی با تصاویر فوق در شهر تهران توسط شهرداری نصب شده است. در این تصاویر خانواده هایی شاد و سرحال نشان داده می شود که در دشت و رودخانه و زیر آسمان آبی مشغول تفریح هستند.
به عنوان یک علاقه مند به طبیعت و طبیعت گردی بسیار مشتاقم بدانم این طبیعت زیبا در کجا وجود دارد. آیا این دریاچه ارومیه است؟ آیا هامون است؟ شاید هم دریاچه بختگان است؟ آیا گاوخونی است؟ این رود زیبا و پاک زاینده رود است یا کارون؟
آن هوای پاک و آسمان درخشان از کجا الهام گرفته است؟ آسمان اهواز است یا تهران؟ شاید هم آسمان ایلام، اصفهان، شیراز، اراک، زنجان یا مشهد باشد؟
هر چه بیشتر فکر می کنم، کمتر نشانی از آن در رودخانه های خشک شده ایران و آسمان غبارگرفته کشورم می یابم! راستی نکند اینجا سوئیس است. طبیعتش که بی شباهت به سوئیس نیست و اتفاقن در آنجا نیز مردمان را به افزایش جمعیت تشویق می کنند.

گونه مهاجم آزولا، تهدیدی برای امروز یا فرصتی برای فردا؟

از سرخس آزولا (که گاها آن را به اشتباه در شاخه جلبک ها قرارمی دهند) بارها به عنوان گونه ای مهاجم یاد شده، در سالهای اخیر آزولا جز تفکیک ناپذیر پهنه های آبی شمال کشور محسوب می شود. این سرخس با رشد تصاعدی خود بخش های وسیعی از تمامی تالاب های استان گیلان از جمله تالاب انزلی را در نوردیده و با اشغال لایه ی سطحی آن، مانع از تبادلات گازی و ورود نور خورشید به لایه های عمقی آب می شود، به همین علت رفته رفته رویش گیاهان غوطه ور و همچنین گیاهان شناور با ارزشی همچون لاله مردابی کاسته شده و در این بین حیات آبزیان و فیتوپلانکتون ها و موجودات داخل آب نیز مختل می شود و از طرف دیگر این گونه مهاجم یکی از مهمترین عوامل افزایش تدریجی رسوب در بخش هایی از تالاب نیز قلمداد می شود و در نهایت دو عامل افزایش رسوب و تکثیر بی وقفه این نوع از گیاهان، حیات اکوسیستم آبی را با تهدید جدی مرگ زودهنگام روبرو می کند. اما همانقدر که آزولا برای تداوم حیات گیاهان و موجودات آبزی تالاب  مرگبار خوانده می شود، به همان اندازه با اتخاذ راهکارهای مدیریتی صحیح و با جذب و حمایت از سرمایه گذاران بخش خصوصی در جهت برداشت این گیاه می توانستیم تهدید ایجاد شده را به فرصتی ارزنده تبدیل کنیم و چه بسا از این طریق کمک بی شائبه ای نیز به توسعه اقتصاد وتوانمند سازی جوامع محلی صورت می گرفت.

اما چندی پیش بخشی از پهنه غربی تالاب انزلی در سمت آبکنار به همت اهالی علاقمند با پشتیبانی اداره کل حفاظت محیط زیست استان گیلان از آزولا پاکسازی شد. در بخشی از این مراسم عبدوس مدیرکل حفاظت محیط زیست گیلان به جلب توجه سرمایه‌گذاران برای بهره‌برداری از آزولا  به عنوان یک ظرفیت اقتصادی مناسب در تعلیف دام و طیور و سایر مصارف، اشاره کرد. بیشتر بخوانید و ببینید در اینجا

در خاتمه، عکس زیر بخشی از تالاب سرخانکل از مجموعه تالاب انزلی را نشان می دهد همانطور که در تصویر مشاهده می کنید، آزولا به طور چشمگیری بخش های متعددی از تالاب را تصرف کرده و تغییرات قابل ملاحظه ای در این اکوسیستم آبی اعمال کرده که از جمله آن می توان به کاسته شدن رویش گیاهان با ارزش منطقه اشاره کرد.

تالاب سرخانکل

**عکس فوق توسط دوست خوبم، مریم عاشوری گرفته شده است.**

واگذرای بندر کیاشهر به سازمان بنادر و دریانوردی و دردی سنگین بر پیکره بندر...

سبزپرس: در اخبار چهار سال پیش آمده بود با ورود دومین سفر هیات دولت دهم در استان گیلان مصوبه ای به تصویب رسید که در آن بهره برداری از بندر صیادی کیاشهر در اختیار سازمان بنادر ودریانوردی قرار گرفت و عملا مالکیت شیلات از این بندر با این مصوبه حذف شد. عده‌ای از ساکنان محلی خوشحال از این موضوع که شهر ترقی می کند و عده ای نگران که این جایگاه چند ساله با قابلیت صرف ماهیگیری چه سرنوشتی خواهد داشت.

اما با گذشت بیش از چهار سال از این موضوع نه اتفاقی برای ورود کالا و مسافر به این بندر افتاد و نه حتی شرایط بازگشایی کانال ورودی برای تردد شناورها فراهم شد.

بندر صیادی کیاشهر سابقه‌ای طولانی در تاریخ شیلات کشور دارد. بارکازهای روس فعالیت صیادی گسترده ای را در مصب ورودی سفید رود رقم زده بودند و تخلیه و بارگیری ماهیان صید شده در این نقطه صورت می‌پذیرفت و خط ریل احداثی در این مجموعه ماهیان استحصال شده را به سردخانه موجود در شهر به کمک ماشین دودی منتقل می کرد. به عبارتی همپا و بلکه زودتر از خط ریل تهران - شاه عبدالعظیم، «حسن کیاده» قدیم دارای خط ریل مشابه با هدف ارتقا کیفیت ماهیان صید شده از دریا بود. بنابراین با اندک دقت در تاریخچه این بندر به این گواهی خواهیم رسید که این مکان قابلیت استفاده دیگری مانند تخلیه بار را نداشته که اگر ممکن بود، روس‌ها که طی سالیان قرن گذشته شمسی در ایران سرمایه گذاری کرده بودند، این مجموعه را نیز به مثابه انزلی تجاری می کردند.

50

بیشتر بخوانید در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

آغاز فاز دوم پروژه مدیریت تالاب انزلی/ آیا فاز نخست پروژه، انتظارات را برآورده کرد؟

سبزپرس: معاون سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به آغاز فاز دوم پروژه مدیریت تالاب انزلی برای مدت پنج سال با همکاری آژانس بین المللی ژاپن، گفت: از تجربیات این پروژه برنامه مدیریتی برای سایر تالابهای کشور تدوین می شود.

به گزارش سبزپرس، نشست فاز دوم پروژه مدیریت اکولوژیکی تالاب انزلی با حضور معاون محیط طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست، تیم ژاپنی جایکا و نمایندگانی از وزارت نیرو و وزارت کشور، ‌اداره کل حفاظت محیط زیست استان گیلان به منظور ارزیابی و رفع معایب فاز اول پروژه و همچنین برنامه ریزی برای شروع فاز دوم پروژه درسالن اجتماعات معاونت محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست برگزار شد .

پی نوشت: پوشه تالاب در همینجا

ادامه نوشته

مرگ سومین دریاچه بزرگ ایران/ هامون دیگر حیات ندارد!

خبرگزاری مهر مرگ تدریجی دریاچه ها و تالاب‌ها هم اکنون به یک موضوع جدی کشور تبدیل شده و محو شدن دریاچه های هامون، کافتر، بختگان، مهارلو، طشک و برخی دیگر از تالابها از نقشه ایران و همچنین قرار گرفتن دریاچه ارومیه در آستانه نابودی کامل، پای مجلس را نیز به بحران خشکی دریاچه ها باز کرد. مسئولان می گویند آثار مخرب زیست محیطی و وقوع طوفان‌های نمکی و گرد و غبار و از بین رفتن کشاورزی از مهم ترین آثار زیان‌بار خشک شدن دریاچه های کشور است.

ادامه نوشته

بستر مرگ دریای کاسپین در خواب زمستانی مسئولان

دریای کاسپین برای ما معنایی فراتر از یک پهنه آبی ست، کاسپینی که از گذشته تا به امروز سرزمین آرزوهای خیلی ها بوده، این دریا که پیشینه ای به پهنای دریای تتیس دارد بازمانده ای از آن می باشد و اینگونه شد که از کاسپین به عنوان بزرگترین دریاچه جهان یاد می شود و البته در سال های اخیر عنوان یکی از آلوده ترین دریاهای جهان را نیز یدک می کشد، پهنه آبی شمال کشور که روزی از تنوع زیستی چشمگیری در جهان برخوردار بوده، امروزه بسیاری از گونه های آن اعم از گیاهی و جانوری در شرایط انقراض قرار گرفته اند.

شوربختانه در سالهای اخیر بهره برداری های بی رویه از منابع زنده و طبیعی کاسپین، ورود فاضلاب های صنعتی،کشاورزی و انسانی، جاری شدن  آب رودخانه های دیگر به داخل کاسپین که هرکدام جزو آلودگی ترین رودخانه های ایران به شمار می روند و در کنار موارد ذکر شده عدم ارتباط این پهنه آبی با دریاهای آزاد همگی موجب گردیده تا ما شاهد انباشتگی حداکثری انواع آلودگی های شیمیای و نفتی و میکروبی به پهنه آبی شمال کشور باشیم. و حالا پس از سپري شدن هفت سال از تاريخ لازم الاجرا شدن كنوانسيون تهران، مدت زمان مدیدیست که دریای کاسپین روزهای بدی را سپری می کند، برای پی بردن به حال و روز ناخوش آن، تنها کافی ست چند قدمی در سواحل اش بردارید تا به چشم خود آلودگی نفتی را در پهنای بی کرانش مشاهده کنید .

ادامه مطلب...

ادامه نوشته

21 مرداد روز دریای کاسپین را در شرایطی پاس میداریم که...

۱۲ آگوست روز دریای کاسپین نامگذاری شده است.

دریای کاسپینی که بزرگترین دریاچه جهان می باشد و اخیرا نام یکی از آلوده ترین دریاهای جهان را نیز یدک می کشد. کاسپینی که از دیرباز تا به امروز گران بهاترین ماهی های جهان را در خود جای داده و از تنوع زیستی چشمگیری در سطح جهان برخوردار می باشد اما در سالهای اخیر نزدیک به ۱۵۰ گونه آن در شرایط انقراض قرار گرفته اند.

از یک طرف عدم ارتباط دریای کاسپین با دریاهای آزاد موجب انباشتگی آلودگی های شیمیایی و میکروبی شده واز طرف دیگر در یکسال اخیر افتتاح خط انتقال آب دریای خزر به فلات مرکزی ایران به عنوان تهدیدی بزرگ بر پیکره بیمار این دریاچه شمرده می شود(اینجا و اینجا)

گرچه کنوانسیون حفاظت از محیط زیست دریای کاسپین(کنوانسیون تهران) درسال ۸۲ با حضور وزرا و  معاونین چهار کشور حاشیه کاسپین از جمله ایران با هدف حفاظت و نگهداری محیط زیست دریایی امضا شد اما شوربختانه این روزها شاهد آلودگی حداکثری دریای کاسپین می باشیم(اینجا) وامروز را در شرایطی پاس میداریم که کاسپین بیمارتر از هر زمان دیگری نیازمند تصمیمی راسخ در رابطه با حفظ منابع طبیعی آن برای نسل های حاضر و آینده می باشد.

پی نوشت: پوشه مطالب مربوط به دریا و تالاب در همین جا

تخریب بخشی از پارک ملی بوجاق،مهمترین پارک خشکی_دریایی ایران

پارک ملی بوجاق در بندر کیاشهر و در شرق استان گیلان واقع شده است این زیستگاه طبیعی با داشتن تالاب، پوشش گیاهی و حیات وحش جانوری مهمترین پارک خشکی ـ دریایی ایران محسوب می شود.

در روزهای اخیر بخشی از نیمه شرقی این اثر طبیعی مورد تهاجم توسط وزارت اقتصاد و دارایی قرار گرفته که در اثر این هجوم، بافت جنگلی حاوی توسکای محلی و پوشش های لوئی و نی زار و بخشی از تالاب  توسط بیل مکانیکی مورد تخریب واقع شده است و این در حالی ست که بطور حیرت انگیزی تاکنون سازمان محیط زیست گیلان واکنشی در برابر این تخریب نشان نداده بیشتر بخوانید در اینجا

در این بین، امروز پنجشنبه مورخ ۱۳ تیرماه جمعیت زنان و جوانان مبارز با آلودگی محیط زیست گیلان به همراه چندتن از اعضای تشکل های غیردولتی از جمله شهر ایده آل من و گروه سبزماسال برای بازدید از تخریب های صورت گرفته در مکان مربوطه حضور بهم رساندند.

پس از بازدید از مکان های مورد هجوم واقع شده که بعضا بصورت مخفیانه و در هجومی شبانه تخریب شدند، محمد محمدیان "مدیرعامل موسسه پیشگامان محیط زیست کیاشهر" طی سخنانی با تاکید بر وجود با ارزش ترین گونه های گیاهی و جانوری در این منطقه از جمله فوک خزری و شنگ از کاهش بی سابقه اراضی پارک ملی بوجاق در طی سالهای اخیر خبر داد و همچنین دربخش دیگری از صحبت هایش متذکر شد که با برهم زدن مرز مشترک بین دو اکوسیستم جنگل و تالاب شاهد انقراض گونه های بیشتری از گیاهان و جانوران در با ارزشمندترین پارک خشکی دریایی ایران خواهیم بود .

تصاویری از این روز تهیه کرده ام که در ادامه مطلب ملاحظه میفرمایید...

ادامه نوشته

خزر به نفس نفس افتاده است ...

به نقل از خبرگزاری پارسینه: شمال برای ایرانی ها خاطره جنگل و آب و فراوانی است، برای ایرانی ها کویر زده، خشکی دیده، شمال یک خاطره جمعی خوش و نسبتا ارزان است، یک خاطره خوش نه چندان دور با پیکان پدر راهی آن می شدیم،در ساحلش شن بازی و شنا می کردیم... شمال جایی که دلمان می آید سهمیه بنزین مان را برای رسیدن به  آنجا خرج کنیم، یک مقصد شیرین و در دسترس که آب و هوایش زمین تا آسمان با بقیه ایران فرق می کند،  خزر و شمال برای ما چیزی بیش از یک دریا و یک منطقه است، ما انگار یک حس مالکیت مخصوص به شمال داریم،  دریای خزر چیزی است انگار مال خودمان،  مال خود خودمان، نشانه اش هم تعصب خالصانه  و بعضا تعجب آور خیلی از ما  بر سهم بیست درصدی مان از خزر که یکی از موضوعات ثابت بحث های سیاسی-خانوادگی است.

 
  "شمال" سرزمین آرزوهای ایرانی است، گره خورده به سینمای ایران،  به خاطر بیاورید که لوکشین یا موضوع چند سریال و فیلم ماندگار شمال بوده؟  بعضی کافه های جاده چالوس هنوز عکس هنرپیشه های فیلم های را که در کافه آنها فیلمبرداری شده را به دیوار قاب کرده اند، گفتنش شاید کمی بی رحمانه باشد، اما شمال،  یک بهشت کوچک دلخوش کننده برای ایرانی ها است، اما این بهشت کوچک ایرانی را طور دیگری هم می شود دید:
 
روستاهایی که غوره نشده مویز می شوند، "ویلا" می شوند، ناگهان بافت و هویت شان دگرگون می شود، مزرعه چای و برنج در آنی محو می شود و بلوک سیمانی و بتون می آید جایش و ویلا سبز می شود، شالیزارهایی که برای صاحبانشان صرفه ای جز  فروختن شان به دلال های بی شمار زمین و مسکن  ندارند و نهایتا  تبدیل به ویلاهای قوطی کبریتی مناسب جیب و بودجه مشتریان تهرانی می شوند، در شمال، شاید پرسودترین شغل دلالی مسکن باشد که اسم نامحترمانه اش می شود: تراشیدن و فروش جنگل و زمین های کشاورزی به تهرانی ها.
 
 در شمال امروز، حالا پنج شش سالی است که سیل تغییرات شدیدتر شده، فروشگاههای زنجیره ای با برندهای معروف جهانی لباس و پوشاک و مواد غذایی در طول جاده ساحلی سبز شده اند،  برج های عظیم الجثه که بر ساحل خزر می رویند، حجم بالای مسافرت ها و یک جاده ساحلی با معماری مدرن سازه هایش و قطار اتوموبیل های شاسی بلند، کمتر شبیه تصویر جاده ساحلی شمال در سالهای نه چندان دور است، شمالی که کم کم انگار دارد یک محله از شمال شهر تهران می شود، یک جردن و الهیه و زعفرانیه کوچک! با همان آدم ها و با همان فرهنگ غالب!
 
ادامه نوشته

آغاز طوفان نمک در دریاچه ارومیه...

امروز انتشار تصاویر زیر حکایت از آغاز سونامی یا طوفان نمک در دریاچه ارومیه را داشته و این همان رویدادی ست که کارشناسان و فعالان محیط زیست با بحرانی شدن وضعیت دریاچه ارومیه، نسبت به وقوع چنین روزی هشدار داده بودند .

بعد از اجرایی نشدن بسیاری از وعده وعیدها برای حل وضعیت دریاچه ارومیه، هنوز هم کسی پیدا می شود که مرگ دریاچه ارومیه را تکذیب کند !؟

 

پی نوشت: بررسی وضعیت دریاچه ارومیه و تالاب ها در همین وبلاگ

لطفا برای دیدن تصاویر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید...

ادامه نوشته

تالاب عینک در معرض نابودی

تالاب عینک در قسمت غربی شهر رشت،در نزدیکی پارک دانشجو واقع شده و از نظر مساحت، دومین تالاب بزرگ استان گیلان می باشد.

مدت زمان زیادی ست که خبر از نابودی این اکوسیستم آبی شنیده می شود و در این بین،همچنان راهکار و عملکرد چشمگیری برای جلوگیری از مرگ غیرطبیعی این اکوسیستم لحاظ نشده است.

شرایط تالاب عینک نسبت به تالاب های دیگر استان گیلان اندکی خاص می باشد از آن لحاظ که این تالاب در داخل شهر قرار گرفته و از طرفی در این سالها شاهد افزایش بی سابقه جمعیت در شهر رشت بوده ایم و این حجم انبوه جمعیت،موجب گردیده تا به نسبت تالاب های دیگر، این تالاب با مشکلات عدیده تری دست و پنجه نرم کند که از آن جمله می توان به ساخت و سازهای بیشمار در حریم تالاب،ورود فاضلاب های شهری و صنعتی به داخل تالاب و تولید زباله توسط شهرنشینان اشاره کرد تا جایی که بخش هایی از تالاب را لوازم منزل و املاح و مصالحی اشغال کرده که به دلیل تخریب خانه های مسکونی به داخل تالاب رها شده و اینها دلایل خشک شدن بخش هایی از تالاب است.

به علاوه همه ی اینها، مرگ و میر گسترده ماهیان در این تالاب دیده شده که دلیل آن، انفجار جمعیتی سرخس آزولا در پهنه ی این تالاب می باشد. در این سالها به خصوص در تالاب های استان گیلان و مازندران گسترش روزافزون این سرخس بر پهنه های آبی مشاهده شده، این سرخس سازگار و سریع الرشد، با اشغال لایه ی سطحی آب، مانع از ورود اکسیژن و نور خورشید به لایه های زیرین می شود و رفته رفته با مرگ آبزیان و فیتوپلانکتون ها و موجودات داخل آب، مرگ یه اکوسیستم آبی نیز رقم می خورد و این، آن چیزیست که بعد از تالاب انزلی و شمار دیگری از تالاب های استان گیلان،دامن گیر تالاب عینک نیز شده است. 

در انتها خوب است بدانیم که این تالاب به علت موقعیت مکانی خاص خود،ظرفیت این را داشته که تبدیل به یکی از قطب های مهم گردشگری استان شود و این در صورتی میسر می بود که با مدیریت صحیح مسئولان،دست کم ساخت و ساز در حریم تالاب صورت نمی گرفت و به جای آن، مکان های تفریحی و توریستی برای شهروندان و مسافران مهیا می شد. 

البته در گذشته نیز طرح های این چنینی ارائه شده بود طرح هایی که در حال حاضر در بایگانی دفاتر شهرداری خاک میخورند...

پاهای غول پیکر سد گتوند بر روی نبض روستانشینان...

فکر نمی کنم شخصی پیدا شود که با شنیدن نامی از شهرهای جنوبی ایران یاد گرمای طاقت فرسای آن به خصوص در این فصل از سال نیفتد حالا تصورش را کنید که با وجود چنین آب و هوایی، ۹۰ روز باشد که آب و برقی هم وجود نداشته باشد و یا بهتر بگویم در چنین آب و هوایی، آب و برق را قطع کرده باشند! 

اکنون توجه تان را  به سد در حال ساخت گتوند علیا معطوف میکنم یکی از عظیم ترین سدها در طول تاریخ ایران که بر روی رودخانه کارون در استان خوزستان واقع شده است. خوب است بدانید که برای ساخت این سد میلیاردها ریال هزینه شده بدون آنکه بار دیگر،در ساخت آن به مسایل زیست محیطی و اجتماعی و سیاسی و حتی فنی توجه شده باشد. باز هم خوب است بدانید که با آبگیری این سد، تعداد بسیار زیادی از روستاهای منطقه ی مسجد سلیمان یا زیر آب می روند و یا در حریم سد قرار می گیرند و به علاوه مهمتر از همه، تبعات اجتماعی ساخت این سد است آنطور که پیداست تاکنون توافقی بر سر قیمت زمین ها و منازل روستاییان بین شرکت آب و نیرو و ساکنان صورت نگرفته که هیچ، بلکه برای خارج کردن روستاییان از خانه و کاشانه شان نزدیک به ۹۰ روز است که آب و برق منطقه راقطع کردند و یا به نوعی از منطقی به نام زور استفاده شده است ! 

امروزه در همه جای دنیا مخالفت با سدسازی اظهر من الشمس است و مخالفان زیادی دارد زیرا که بعد از سالها کسب تجربه های نه چندان موفق در این امر، این نتیجه حاصل شده که سدسازی جز در برداشتن تبعات جبران ناپذیر زیست محیطی و اقتصادی و اجتماعی و سیاسی منفعت دیگری ندارد که ندارد و باید تنها توجه ها به سمت مدیریت منابع آب معطوف شود.

و اما در کشور عزیزمان بعد از پشت سر گذاشتن تجربه های اسفبار در این امر، همانند خشک شدن دریاچه ها،رودخانه ها و وارد کردن لطمات جبران ناپذیر زیست محیطی،که همیشه در آنها ردپای بزرگ سد نیز پیدا بوده (دریاچه ارومیه که یادتان می آید) و با وجود مقالات،همایش ها و کتاب ها در زمینه ی نفی سدسازی در دنیا، اکنون کار به جایی رسیده که در فکر ساخت عظیم الجثه ترین سد تاریخ ایران بیفتیم و برای ساخت آن حتی از سلامت روحی و جسمانی روستاییان هزینه بپردازیم!

بحث های کلان مدیریت منابع آب، پیشکشه بعضی ها اما انتظار متولیان امر این است که در قبال بهای ناچیز زمین،روستاییان محل سکونت خود را ترک کنند! عجیب آنکه در کجای دنیا دیده شده به مدت ۹۰ روز روستاییان گرمترین نقطه از جهان را در دمای ۵۰ درجه سانتیگراد بدون آب و برق رها کنند؟؟ برای درک بهتر این موضوع حتما بخوانید و ببینید حاله این روزهای روستاییان را در اینجا 

کلام آخر آنکه، اگر تاکنون ساخت این سد دست کم ضمانت و توجیهی بر رعایت مسایل زیست محیطی نداشته، ظاهرا رعایت و توجه به مسایل انسانی را نیز، زیرپاهای غول پیکرش مدفون کرده ...

پی نوشت:

قائم مقام سازمان محیط زیست: اگر جلوی سدسازی را نگیرید تالاب ها خشک می شوند

انتقال آب از دریای کاسپین، پروژه ای در قامت یک رویا...!

روز دوشنبه عملیات اجرایی شدن طرح جنجال برانگیز انتقال آب از دریای کاسپین به فلات مرکزی ایران با حضور محمود احمدی نژاد آغاز گردید. 

پیمانکار طرح شیرین سازی و انتقال آب از دریای خزر،شرکت خاتم الانبیا وابسته به سپاه پاسداران می باشد و هزینه ی اجرایی شدن این طرح بالغ بر دو هزار میلیارد تومان برآورد شده،لازم به ذکر است در این طرح ۵۰۰ میلیون متر مکعب آب از طریق کانال های آبرسانی به سمت استان هایی همچون سمنان،قم،کاشان و بخش های مرکزی فلات ایران می رسد.

در شرایطی شاهد اجرایی شدن این طرح می باشیم که وضعیت دریای کاسپین در این سالها همواره نگران کننده بوده است تخریب سواحل آن برای ساخت اسکله هایی همچون کاسپین، خطر صید بی رویه و انقراض برخی از گونه های آبزی، آلودگی رودخانه هایی که مستقیما فاضلاب ها و مواد سمی خود را به این دریا سرازیر می کنند و خطر آلودگی میکروبی و صنعتی، همه و همه معضلات و مشکلاتی هستند که در این سالها دریای کاسپین با آنها دست و پنجه نرم کرده و اکنون اجرایی شدن چنین پروژهای سنگینی می تواند به منزله ی ضربه ی نهایی بر پیکره آبی یکی از آلوده ترین دریاچه های دنیا باشد.

با دانستن این نکته که سطح آب دریای خزر چندین متر پایین تر از سطح آب دریاهای آزاد است اجرایی شدن این طرح می تواند عامل تاثیرگذاری در کاهش جدی سطح آب این دریا باشد به طوری که هم اکنون بسیاری از کارشناسان احتمال خطر زیر آب رفتن زمین های شمال کشور را پیش بینی کرده اند و یکی دیگر از مواردی که در این قضیه باید در نظر گرفت این است که پنج کشور خودشان را درباره دریای خزر صاحب حق می دانند و کافی است کشور ما بهانه به دست کشورهای دیگر بدهد تا آتها بیشتر از ما از این دریا برداشت کنند.

اجرایی شدن این طرح مخالفان و منتقدان زیادی دارد که از این جمله می توان به دکتر اسماعیل کهرم اشاره نمود که در گفتگو با خبرآنلاین می افزاید: ایده انتقال آب دریای خزر برای مصارف خانگی، کشاورزی و صنعتی به استانهای مرکزی از جمله سمنان هست، اخیرا مطرح شده، اما شوری آب دریاچه خزر 13 میلی گرم در هر لیتر است که قابل استفاده در این زمینه ها نیست، صرفه اقتصادی هم ندارد. از طرفی خاک سمنان و مناطق مرکزی قابل کشت نیست، کلا شن و خاک رس است. برای کدام مصارف کشاورزی و صنعتی قرار است این پروژه چند میلیاردی عظیم انجام شود؟

و اصرار ورزیدن بر اجرایی شدن چنین پروژه های پرهزینه ای در حالی صورت می گیرد که هم اکنون در کشورمان بسیاری از تالاب ها یا خشک شده اند و یا در یک قدمی نابودی قرار گرفته اند. وضعیتی که مستقیما برخاسته از سومدیریت متولیان و مجریان امر می باشد برای مثال می توانید ببینید حال این روزهای تالاب انزلی را در اینجا و یا ببینید تصاویری از خشک شدن دریاچه ای که روزی به نگین فیروزه ای ایران مشهور بود در آنجا 

و اکنون نیز به پیشواز طرحی رفته ایم که بسیاری از کارشناسان آب، آن را غیرعملی دانسته اند و واقعیت های اظهار داشته توسط مجریان این طرح را چیزی شبیه به یک رویا میدانند.

و طبق معمول رویایی که دیر یا زود متلاشی شدن آن،باردیگر گریبانگیر میراث طبیعی سرزمین مان می شود ...

"دریاچه ارومیه" مدت زمان زیادی ست که نفس کشیدن برایش طاقت فرسا شده...

میدانیم که که این سال ها،دریاچه ارومیه حال و روز خوشایندی ندارد. بعد از نقدها، طرح راه حل ها، پیشنهادات و اعتبارات چنین و چنانی، بار دیگر به این تصاویر می رسیم.

عمق بسیارکم، شوری بیش از حد و افزایش مرگ یکی از گونه های منحصر به فرد دریاچه یعنی آرتمیا و همه اینها در کنار هم،خبر از خشک شدن تدریجی و مرگ زودهنگام دریاچه را می دهند. چیزی که در این تصاویر به طور واضح مشخص است خشک شدن بیش از نیمی از دریاچه می باشد.

بعد از دیدن این تصاویر هنوز هم کسی پیدا می شود که هاله ی مرگ را بر سر دریاچه ارومیه،کتمان کند؟

از بقیه تصاویر در ادامه مطلب دیدن فرمایید...

ادامه نوشته

این تصاویر از مرگ زود هنگام شان نمی گویند؟

تالاب ها همان آبهای روان و محصور در خشکی هستند که ارزش اکولوژیکی آنها را ۱۰ برابر جنگل ها تخمین زده اند. در ایران ۲۴ سایت تالاب در کنوانسیون رامسر ثبت شده است که از این تعداد هم اکنون تالاب های بین المللی هستند که حال مساعدی ندارند بماند که بعضی به مانند پریشان کاملا خشک شده اند.  یادمان باشد :

شعار اصلی کنوانسیون رامسر شامل موارد زیر بوده:

۱- استفاده خردمندانه 

۲-توسعه پایدار  

به زبان ساده منظور از استفاده خردمندانه این است که از منابع تالاب به نحوی استفاده کنیم که به این اکوسیستم ضرر و آسیبی وارد نشود و منظور از توسعه پایدار یعنی در استفاده از منابع آبی به فکر آیندگان و نسل های بعد خود نیز باشیم . حال ما چه اندازه به این دو شعار وفادار مانده ایم؟

دوستی از وضعیت تالاب پریشان می گفت پریشانی که بیش از هر زمان دیگری پریشانی اش هویدا شده. اینجا و آنجا را ببینید تا شما هم به عمق این پریشانی پی ببرید

مدتی پیش در این وبلاگ  تصاویری از تالاب کیاکلایه لنگرود را دیدم و با خود گفتم که منشا مرگ زودهنگام این تالاب ها در کجاست؟تصاویر بیشتر را ببینید در اینجا 

و آخر آنکه بعد از گذشت یک سال از اجرای پروژه ی احیای تالاب انزلی آیا آن اغما را پایانی هست؟ برای رسیدن به پاسخ بخوانید این گزارش را .

شادگان و گاوخونی و هامون و پریشان و کمجان و کیاکلایه و انزلی و میانکاله و... یکی پس از دیگری چه می شوند؟

و کویری در هیبت دریاچه ارومیه متولد می گردد؟

می گویند تا پایان شهریور ماه خشکی اش به ۶۰ درصد می رسد و این درحالی ست که نزدیک به ۵۰ درصد از وسعت آن به شوره زار تبدیل شده است.

از دریاچه ی ارومیه ای می گویند که به عنوان ذخیره گاه زیست کره مان ثبت شده بود و هر روز وضعیت اش دردناکتر از روز قبل می شود. شاید اگر این دریاچه زبان داشت دردهایی را بازگو می کرد که جملگی بر کم کاری ها و کم خردی ها تاکید داشتند... در هفته گذشته،خبرها حکایت از رای ندادن نمایندگان مجلس به طرح دوفوریت انتقال آب به دریاچه ارومیه می داد تا طرح انتقال آب با روندی عادی در مجلس بررسی شود و به گفته ی بسیاری از کارشناسان و فعالان عرصه محیط زیست این خبر حکایت از نادیده گرفتن وضعیت بحرانی این دریاچه در نزد نمایندگان مجلس دارد این رخداد موجب انتقادات فراوانی گردیده تا جایی که ذاکر نماینده مردم ارومیه اذعان داشته که طرح آب رسانی به دریاچه ارومیه با بی مهری برخی نمایندگان اجرایی نشد

کارشناسان پیش بینی کرده اند که با خشک شدن دریاچه ارومیه میلیاردها تن نمک برجای می ماند همچنین خشک شدن دریاچه ارومیه پیامدهای ناگواری خواهد داشت ، از بین رفتن پلاژ ها و مجتمع های گردشگری و کاهش گردشگری در حوزه دریاچه ،کاهش سطح آب های زیر زمینی به سبب نبود بارندگی های مناسب و تغذیه نشدن سفره های زیر زمینی در سال های اخیر و به خطر افتادن فعالیت های کشاورزی در اطراف این حوزه آبی از جمله آنهاست .

حال محمدی زاده ریس حفاظت محیط زیست می گوید: حداقل پنج سال طول می کشد تا پروژه انتقال آب به دریاچه ارومیه تکمیل شود و اب به دریاچه منتقل شود.

سوال اینجاست حال که طرح انتقال آب از یک حوضه به حوضه ی دیگر در چندین نمونه از جمله در بحران زاینده رود با شکست روبرو شده و موجب نابودی حیات آن گردیده،بازگو کردن و اجرایی شدن طرح های این چنینی جز تلف کردن وقت و صرف هزینه های میلیاردی چه ثمره ی دیگری می تواند داشته باشد !؟

خوب است بر این نکته بیشتر تامل کنیم،هر روزی که می گذرد پیمانه عمر دریاچه ارومیه در میان طرح های آب رسانی، بارور سازی ابرها، بسته شدن سدهای ورودی و غیره پر می شود و تا شاید کویری در هیبت دریاچه ارومیه متولد گردد ...

پی نوشت: بررسی وضعیت دریاچه ارومیه در همین وبلاگ

فعالیت لایروب پسیخان، شروعی مجدد برای نجات تالاب انزلی !

به گزارش خبرنگار سبزپرس، پس از بازدید «محمد سعیدی کیا» از مسئولان ارشد ستاد اجرای فرمان امام که صبح امروز در راس هیئت کارشناسی در محل اجرای تله رسوبگیر پسیخان حاضر شده بود، رای به ادامه فعالیت پروژه احداث تله رسوبگیر پسیخان داده شد.
احداث این تله یکی از چند پروژه تعریف شده برای احیای تالاب انزلی بود که با وجود روند اجرایی مطلوبی که طی می کرد، حین عملیات با شکایت قضایی ستاد اجرای فرمان امام (ره) در روز پنجم تیرماه امسال متوقف شد. 
ستاد اجرای فرمان امام در گیلان، با اعلام اینکه صاحب سند زمین های مرتعی این منطقه است توانست  حکم توقف عملیات را دریافت کند و این درحالی بود که محل اجرای پروژه توسط  اداره کل حفاظت محیط زیست گیلان، به عنوان کارفرما و دستگاه بهره بردار، معین شده بود. طبق اظهارات اعضای کمیته احیای تالاب انزلی، پیش از این هیچ کس از وجود سند ملکی برای این زمین اطلاعی نداشت. 
در جلسه ستاد احیای تالاب انزلی که در پنجم مرداد ماه امسال در محل فرمانداری انزلی به ریاست «محمد اکبرزاده» معاون عمرانی استاندارگیلان برگزار شد، یکی از موضوعات اصلی مطرح شده به وضعیت فعالیت لایروب پسیخان برمی گشت. در این جلسه اکبرزاده با اذعان به اینکه به زودی در جلسه ای با مسئولان ستاد اجرای فرمان امام در مرکز توضیحات و توجیهات لازم در این مورد را ارائه خواهیم کرد یاد آورشد: ستاد اجرای فرمان امام، پروژه بزرگ گردشگری را اواخر سال گذشته برای این منطقه تعریف کرده است که در حال حاضر در مراحل اولیه و انتخاب هیئت مدیره است لذا به نظر می رسد با توجه به مرغوبیتی که دپو رسوبات به دلیل افزایش ارتفاع به این منطقه می بخشد، این کار توجیه لازم را برای طرف ادعا (ستاد اجرای فرمان امام) داشته باشد. 
معاون عمرانی استاندار گیلان در همین جلسه در پاسخ به خبرنگار سبزپرس گفته بود: لایروب پسیخان به دلیل موقت بودن حکم قضایی توقف عملیات، می تواند کار خود را مجدداً آغاز کند. 
اکبر زاده همچنین اطمینان داده بود که در این مورد با دستگاه قضایی «رایزنی های لازم» انجام خواهد شد. 
البته در این مورد هیچ گونه ابلاغ کتبی به مجری طرح و پیمانکار صورت نگرفت چون می توانست یکی از مصادیق تداخل دستگاه ها محسوب شود.
اما متعاقب طولانی شدن تعیین تکلیف نهایی پروژه، سازمان جهاد کشاورزی استان گیلان، که خود مجری طرح احیا محسوب می شود، نامه ای به استانداری جهت روشن شدن وضعیت ارائه کرد.
به دنبال ارجاع این نامه از استانداری به ستاد اجرای فرمان امام در گیلان، این ستاد در تار یخ 22 مرداد ماه خواستار بازگرداندن ظاهر محل به حالت اولیه شد. این درحالی بود که رسوب زیادی از از منطقه برداشت شده بود با این حال ستاد فرمان امام خواستار تخلیه دوباره رسوبات به دهانه پسیخان شده بود. 
درنهایت با بازدید میدانی صبح امروز سعیدی کیا نماینده ارشد ستاد اجرای فرمان امام (ره) از محل پروژه، رای بر ادامه عملیات احداث تله رسوبگیر پسیخان صادر شد. 
پروژه احیای تالاب انزلی در 22 شهریور ماه سال گذشته با حضور رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، قائم مقام و همچنین معاون محیط طبیعی این سازمان به همراه مسئولان استانی پس از دو دهه توقف آغاز به کار کرد. 
فعالیت هایی چون افزایش عمق تالاب، احداث تله های رسوبگیر و همچنین ترمیم و ایجاد آبراهه در این پروژه پیش بینی شده بود تا به عنوان درمانی سریع در کنار اقداماتی که باید برای بالادست و حوضه آبخیز انجام شود، بتوانند تالابی را که از عمق طبیعی 10 الی 12 متر در برخی نقاط به کمتر از نیم متر رسیده و آسیبهای فراوان را تحمل کرده است، احیاشود.
اجرایی شدن این طرح تا انتخاب پیمانکاران در اسفند ماه سال گذشته نیز روندی کند و طولانی داشت که در نهایت در بهار امسال اخبار فعال شدن پروژه ها اعم از احداث تله های رسوبگیر و احداث آبراهه منتشر شد. در حال حاضر نیز بخش های مختلف این پروژه فعالیت خود را دنبال می کنند.
 

در همین زمینه بخوانید: نجات تالاب انزلی از رویا تا واقعیت 

دریای کاسپین ، تو را می خواند...

حتما تاکنون در کنار سواحل دریاچه کاسپین یا دریاچه ای که بعدها در عرف به نادرست نامش دریاچه خزر جا افتاد، تامل کرده اید در واقع این دریاچه بازمانده ای از دریای بزرگ تتیس می باشد دریاچه ای بزرگ و بی نظیر و زیستگاهی ویژه برای گونه ها بیشمار جانوری و گیاهی .

از تخریب بخشی از سواحل کاسپین گرفته تا صید بی رویه و غیر قانونی ماهیان آن، از تاثیر وضعیت وخیم تالاب هایی همچون انزلی گرفته تا آلوذگی رودخانه هایی که مواد آلوده و سمی خود را به این دریا سرازیر می کنند، هر کدام از اینها به تنهایی دلیلی شدند تا این دریاچه را با خطر جدی روبرو کنند. مدت زمان زیادیست که این دریاچه روزهای بدی را سپری می کند برای اثبات این سخن لزوما نیازی به ارایه مدرک و اسناد نیست زیراکه می توانید وقتی در کنار سواحل آن ایستاده اید بی درنگ آلودگی آن را مشاهده کنید. حال آنکه خبرها حکایت از تعطیل شدن شناگاه چالوس به دلیل آلودگی میکروبی و در پی آن تهدید سلامت شناگران دارد. 

حدودا ۱۰۰ رودخانه به این دریاچه می ریزد و اکثر این رودخانه ها دارای انواع آلودگی های صنعتی، خانگی، کشاورزی و شیمیایی می باشند رودخانه هایی که هر کدام جزو آلوده ترین رودخانه های ایران به شمار می روند. بخشی از سواحل این دریاچه نیز حال خوشی ندارد زیراکه با ساخت اسکله کاسپین به گفته ی کارشناسان ده ها کیلومتر مربع از بهترین سواحل معروف به سواحل طلایی، بدون ملاحظات زیست محیطی نابود گردید. ساخت اسکله ای که از همان ابتدا با ارایه طرح اش، تن بسیاری از فعالان و کارشناسان محیط زیست را لرزاند ولی همچنان اجرا گردید تا شاید گردانندگان آن، این موضوع را به ثابت برسانند که خواستن، توانستن است!...

وضعیت وخیم تالاب هایی همچون انزلی نیز تاثیر مستقیمی بر وضعیت بد این دریا گذاشته شک ندارم که همگان درباره تالاب انزلی میدانیم بارها در همین وبلاگ به این مهم پرداخته شد اما گویا همچنان باید مرگ تدریجی این تالاب را مشاهده کرد، افسوس خورد و از کم کاری ها و کم خردی ها شکوه کرد .

از تالاب بگذریم به کاهش آبزیان دریای کاسپین می رسیم ساکنین شمال بهتر می دانند که در سالهای اخیر جمعیت ماهیانی همچون ماهی کولی، ماهی سفید، ماهی خاویار تا چه اندازه کاهش یافته و حتی برخی از این ماهی ها در لیست جانوران در خطر انقراض قرار گرفته اند بخشی از این کاهش را می توان به صید بی رویه و ورود مواد آلاینده همچون فاضلاب های صنعتی نسبت داد. به گزارش سبزپرس محمد غفار زاده، مشاور برنامه محیط زیست خزر در این زمینه گفت: با وجودی که کمبود منابع ماهی مهم ترین مشکل دریای خزر است، هنوز برای ماهیگیری در این دریا هیچ پروتکلی وجود ندارد. وی دلیل نبود پروتکل را به مخالفت روس ها و بخشی از سازمان های درونی ایران نسبت داد . البته در این اوضاع و احوال، خبر خوشحال کننده به نقل از معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست آن است که: توافقنامه ممنوعیت صید ماهی خاویاربه مدت پنج سال در دریای خزر که سال گذشته در اجلاس تهران به امضا کشورهای حاشیه دریای خزر رسید ماه آینده در اجلاس قزاقستان نهایی می شود. حال آنکه می دانیم وجود آلودگی میکروبی دریای خزر می تواند بر روی آبزیان این دریا تاثیر بگذارد از آنجا که فلزات سنگینی همچون جیوه در بدن آبزیان تجمع یافته اند در صورت مصرف این آبزیان توسط انسان لطمات غیرقابل جبرانی به سلامت انسان وارد می شود.

حال این واقعیت ملموس است که همه ی این وقایع تلخ با دخالت انسان دست در دست هم دادند تا وضعیت دریاچه کاسپین را با خطر جدی روبرو کنند این دریاچه نیازمند توجه بیشتر کشورهای ساحلی همچون آذربایجان،روسیه و ایران می باشد و متاسفانه در صورت نبود این همکاری ها،دریاچه کاسپین مدت زمانی بس اندک مهمان نه فقط ایران بلکه جهان می باشد .

نجات تالاب انزلی از رویا تا واقعیت !

کمتر کسی ست که تالاب انزلی را به عنوان یک اکوسیستم منحصر به فرد نشناسد مخصوصا در این سال ها که این تالاب بی نظیر در فهرست تالاب های در خطر نابودی قرار گرفته سرازیر شدن فاضلاب شهرهای گیلان به تالاب انزلی موجب وضعیت اسفناک این تالاب شده است حال با روند فعلی کارشناسان مرگ تالاب انزلی را ۲۰ سال آینده تخمین زده اند .

اما در 22 شهریور ماه سال گذشته عملیات اجرایی طرح احیای تالاب انزلی با حضور استاندار گیلان و و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست افتتاح شد و طرح احیای تالاب بین المللی انزلی با بودجه ۸ میلیارد تومانی در سال 89 و کل بودجه ی 90 میلیارد ریالی برای یک دوره 10 ساله طراحی شد. اما بعد از افتتاح طرح احیای تالاب و استارت خوردن دستگاه لایروب در همان سال ، این دستگاه ها ، غیر فعال و پهلو گرفته در تالاب انزلی ماندند و این امر حاکی از توقف فعالیت دستگاه لایروب بوده است . توقف پروژه ها تا اواخر سال ۸۹ ادامه داشت تا اینکه در نهایت در بهار امسال اخبار فعال شدن پروژه ها اعم از احداث تله های رسوبگیر و احداث آبراهه منتشر شد.

بعد از انتشار فعالیت پروژه ها و شنیدن اخباری همچون عزم راسخ مسئولان برای نجات تالاب انزلی اما از اوایل تیرماه امسال مجددا فعالیت دستگاه لایروب متوقف شده است!

هرچند که در این گیر و دار وضعیت وخیم برای تالاب انزلی،خواهر خوانده نیز پیدا شده ! در تیرماه سال جاری طی مراسمی که با حضور سفیر ژاپن و استاندار گیلان برگزار گردید تفاهم نامه خواهرخواندگی دو تالاب، انزلی و کوشیرو در ایالت اوکایدو ژاپن را امضا شد .

تالاب انزلی برای نجات از نابودی بیش از هر زمان دیگری نیازمند فعالیت بی وقفه ی پروژه احیا می باشد سوال اینجاست حال که ۸ میلیارد تومان برای احیای تالاب انزلی اختصاص داده شده پس چرا با توقف مکرر پروژه احیای تالاب از سال پیش تاکنون مواجه بوده ایم؟ و چرا عزمی راسخ از اداره کنندگان این پروژه مشاهده نمی گردد؟ به نظر برای نجات تالاب انزلی  پیدا کردن خواهرخوانده به جای رسیدگی و پیگیری فعالیت های پروژه احیا می تواند بر نگرانی ها پیرامون وضعیت وخیم تالاب انزلی بیفزاید .

اینک باران برای نجات دریاچه ارومیه حرفی برای گفتن دارد؟

همه از او گفتند: از کارشناسان گرفته تا مسئولین، از مردم آذربایجان گرفته تا مردم کل ایران، حتی کودکان هم به او پیوستند با پلاکاردی که رویش نوشته بودند: به خاطر ما کودکان کمکش کنید ...

یکی گفت:می خواهد برای نجاتش آب را به سویش منتقل کند، یکی گفت:می خواهد برای نجاتش ابرها را بارور کند، یکی گفت:می خواهد برای نجاتش همایشی برگزار کند و دیگری که می گفت:می خواهد برای نجاتش مصوبه ای اجرا کند همه گفتند و آرام آرام سکوت کردند تا وقتی که رهگذری بر قامت خشک شده اش فریاد می کشید و شروعی میشد برای گفتن های تکراری...

از دریاچه ارومیه دومین دریاچه آب شور جهان می نویسم این روزها می گویند باران بر قامت خشک شده اش باریده تا سطح آن به ۵۵ سانتی متر افزایش یابد، حالش بد است و حد و مرزی برای وضعیت خوبش وجود ندارد شاید باران آخرین کسی باشد که می خواهد برای نجاتش حرفی برای گفتن داشته باشد !

این تصاویر آخرین تصاویر دلخراش از دریاچه ارومیه می باشد .

آقایان باور کنید اینگونه می میرند!

فکر نمی کنم در کشورمان فردی در مورد مرگ تدریجی دریاچه ی ارومیه نداند و نداند زیستگاه های آبی کشور حال بسیار وخیمی دارند و نداند که مهمترین دلیل نابودیشان ساخت جاده و احداث سدها بر رویشان بوده است. از سه تالاب مهم در گلستان گرفته تا هامون و بختگان و پریشان و انزلی و...  حال که تا نابودی کامل اکثر این اکوسامانه های طبیعی فاصله ای نمانده چه راهی برای احیایشان وجود دارد؟ هرچند که مطرح کردن این سوال حداقل برای وضعیت کنونی دریاچه ارومیه خنده دار به نظر می رسد رنگ سرخ این دریاچه حکایت از مرگ زود هنگامش دارد. در سال های اخیر به جای حل کردن مشکل به دنبال مقصر بوده ایم و یا در اخباری تعجب برانگیز خبر از شرایط مناسب این اکوسیستم های آبی شنیده ایم! و شاید اینها عواملی بودند که جایگزین راه حلی برای احیایشان شدند.

در میان وضعیت وخیم این اکوسیستم های آبی دلمان به تالاب میانکاله خوش بود که نسبت به دیگر تالاب ها وضعیت مناسبتری داشت اما نمی دانم که چرا تحمل دیدن وضعیت مناسب تالابهای کشور برای عده ای بسیار دردآور است زیرا که پافشاری عجیبی بر اجرای طرح هایشان می کنند سخن از گذشتن جاده ای از میان تالاب میانکاله  از احداث پل پیاده رو از احداث پالایشگاه در نزدیکی میانکاله است پروژه هایی که عملی شدن هر کدام به تنهایی کمر تالاب میانکاله را می شکند... هرچند در چند هفته ی پیش در اعتراض به احداث جاده در میان تالاب میانکاله گردهم آیی ای با حضور دکتر کهرم و تشکل های زیست محیطی صورت گرفت و در انتها بیانیه اعتراضی فعالان محیط زیستی به مجلس رفت .

روی سخنم با مسئولانی ست که هنوز قلب شان برای این آب و خاک می تپد : نگذارید از سرمایه های طبیعی مان تنها عکس هایی بماند در آلبوم نسل آیندگانمان

نگذارید امیدمان برای نجات تالاب میانکاله تنها زیستگاه آبییه باقی مانده مان نا امید گردد.

برخوردی مسئولانه نسبت به پارک ملی بوجاق و یک تشکر...

در مورد مسائل پیرامون محیط زیست کشورمان اتفاقات ناخوشایند و غیرمعمول به قدری رخ داده است که برخوردهای مسئولانه در مورد این مقوله برایم عجیب می باشد زیرا که در این سال ها مقابله با محیط زیست بسیار پر رنگ تر از صیانت از آن بوده است .

خبری که اندکی التیام بخش زخم های وارد شده بر پیکره ی منابع زیستی کشور می باشد مسدود شدن محل تخلیه ی زباله ی شهر کیاشهر در داخل پارک ملی بوجاق است که این برخورد به دستور مدیر کل سازمان حفاظت از محیط زیست گیلان صورت گرفته است .

پارک ملی بوجاق در بندر کیاشهر و در شرق استان گیلان واقع شده در واقع این زیستگاه طبیعی با داشتن تالاب و پوشش گیاهی و حیات وحش جانوری اولین پارک خشکی ـ دریایی ایران می باشد اما از مدتی قبل شهرداری کیاشهر اقدام به ریختن زباله های شهر در این پارک کرده بود که در واقع این زیستگاه طبیعی تبدیل به زباله دانی شهر کیاشهر شده بود بگذریم از اینکه شهرداری کیاشهر در اقدامی بی سابقه بخش عمده ای از تالاب را به شرکت های شهرک ساز واگذار کرده بود !

اما چندی پیش امیر عبدوس مدیر کل حفاظت محیط زیست گیلان از جلوگیری از تخلیه ی زباله ها در این محدوده از پارک خبر داد و از جریمه ی زیست محیطی به شهرداری کیاشهر سخن به میان آورد .

اگرچه وظیفه ی این سازمان حفاظت و صیانت از محیط زیست کشور می باشد اما در سال های اخیر شاهد سکوتی فاحش در برخورد با عوامل مخرب زا برای محیط زیست بوده ایم و این مهم دلیلی شد تا از برخورد مسئولانه جناب عبدوس تشکر نمایم .

امیدوارم که ....

13 بهمن روز جهانی تالاب ها

سیزدهم بهمن ماه روز جهانی تالاب ها نامگذاری شده است اما امسال مناسبت دیگری نیز به این روز اضافه گردیده و آن چهلمین سالگرد شکل گیری کنوانسیون رامسر می باشد معاهده ای بین المللی که در فوریه سال ۱۹۷۱برابر با بهمن ۱۳۴۹ در شهر رامسر به امضا رسید که هدف از این کنوانسیون حمایت و حفظ زیستگاه های تالابی در سطح دنیا می باشد .

طبق گزارش سبزپرس و براساس گزارش دبیرخانه کنوانسیون رامسر هم اکنون تالاب های ۲۸ کشور جهان در فهرست مونترو (فهرست تالاب های در معرض خطر و نابودی ) قرار گرفته اند که ایران از مجموع ۲۲ تالاب ثبت شده در لیست رامسر با داشتن شش تالاب بعد از یونان رتبه دوم تالاب های تخریب شده را دارد .به نقل از محمد باقر صدوق معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست یکی از تخریب گران محیط طبیعی  وزارت نیرو است که با ساخت تعداد زیادی سد و عدم پرداخت حق آبه به تالاب ها و رودخانه ها به محیط اسیب فراوانی وارد کرده است بسیاری از ۲۷۰ تالاب کشور هم اکنون به تشت نمک تبدیل شده اند .

وضعیت مشاهده شده تالاب ها در ایران گواه این مطلب می باشد که این زیستگاه های آبی بیشتر از هر زمان دیگری چشم به راه مدیریتی خردمندانه می باشند تا با وجود پدیده های طبیعی همچون خشکسالی و مازاد بر این عامل فعالیت های مخرب انسانی محافظت گردند .

می توانید در این وبلاگ برای خواندن وضعیت تالاب ها به آدرس زیر مراجعه نمایید :

http://nnnn.blogfa.com/post-49.aspx

http://nnnn.blogfa.com/post-35.aspx

http://nnnn.blogfa.com/post-24.aspx 

آیا تالابی باقی می ماند ؟

 امروزه می دانیم که تالابها علارغم اینکه زیستگاه و پناهگاهی برای پرندگان آبزی محسوب می شود به دلیل داشتن حجم عظیمی از آب، هوای معتدل و رطوبتی نسبی را درمحیط برقرارمی کند و با وجود گیاهان و جانوران، این محیط آبی یکی از بی نظیرترین چشم اندازها می باشد .

متاسفانه در ایران وضعیت تالاب ها، از تالاب بین المللی انزلی گرفته تا تالاب پریشان بسیار بد گزارش شده است ایجاد راه های ارتباطی و انجام پروژه های گوناگون چه در میان تالاب و چه در اطراف آن، تخلیه مواد دفعی در حاشیه تالابها ، ورود سموم و پساب کشاورزی و.. از مصادیق تخریب تالاب در ایران می باشد علارغم اینکه شنیده ها از سازمان حفاظت ازمحیط زیست حاکی از حمایت این سازمان از تالاب ها می باشد اما درعمل چیز دیگری مشاهده می گردد .

این روزها خبرهای بدی از تالاب کیاکلایه شنیده می شود تالاب کیاکلایه در جنوب شهرستان لنگرود در استان گیلان واقع شده است  اراضی این تالاب با انجام پروژه های گوناگون بسیار کاهش یافته از ایجاد پیست موتور سواری گرفته تا ایجاد کمربندی دربخشی از این تالاب و یا ایجاد مجموعه ی ورزشی تفریحی و یا ایجاد مسکن مهردر حاشیه این تالاب !!....

ادامه نوشته

شاید آزادی میانکاله

امشب از دوستی این خبر را دریافت نمودم : ... از انجام پروژه ی جاده سازی به میانکاله صرف نظر کردند !

اینطور که از صحبت هایشان متوجه شدم با نوشتن طومار اعتراضی به وسیله ی کارشناسان و دوستداران محیط زیست انجام این پروژه متوقف گردید.

امیدوارم شاهد صحت این خبر در روزهای آینده باشیم.

امیدوارم...

زمزمه های مجدد در مورد ساخت جاده ای در میان تالاب میانکاله !

تالاب میانکاله در 12 کیلومتری شمال شهر بهشهر واقع در استان مازندران است که این تالاب بخشی از شبه جزیره میانکاله می باشد.

کنوانسیون تالاب های مهم بین المللی یا کنوانسیون رامسر در سال 1971 در شهر رامسر در استان مازندران برگزار شد و هدف اصلی آن مشارکت و همکاری کلیه کشور های عضو در جهت حفاظت از زیستگاه های تالابی بوده است بنابراین در سال 1354 تالاب میانکاله به عنوان تالاب بین المللی کنوانسیون رامسر به ثبت رسید و هم اکنون جزو 22 تالاب کنوانسیون رامسر محسوب می شود.

پناهگاه حیات وحش  میانکاله به لحاظ عدم وجود عوارض پستی و بلندی و به دلیل تغییرات آب و هوایی زیستگاه مناسبی برای پرندگان بومی ، جوجه آور و برخی از گونه های پرندگان گذران است و هم چنین گونه های گیاهی و جانوری بسیار زیادی را در خود جای داده است و به عنوان مامن و زیستگاه بخش عمده ای از تنوع گیاهی کشور حائز اهمیت است.

سه سال قبل با فشار برخی از مسئولان عملیات خاکریزی در تالاب به دلیل ایجاد جاده ای به طول 30 کیلومتر آغاز شد تا این جاده،  بهشهر را به شبه جزیره میانکاله متصل کند که با مخالفت دوستداران محیط زیست و اداره کل محیط زیست مازندران ، دادستان بهشهر دستور توقف عملیات را صادر کرد.

اما این روزها با سفر ریاست جمهوری به مازندران دوباره زمزمه های ساخت جاده در میانکاله قوت گرفته است.

به گزارش سبزپرس مقیمی نماینده شهر بهشهر-نکا به همراه تنی چند از مسولان شهر بهشهر از جمله شهردار و فرماندار درصدد تصویب این طرح به عنوان یکی از مصوبات استانی دولت در هفته آینده هستند این در حالی است که بیش از200 نفر ازاعضای تشکل های زیست محیطی بهشهر و زاغمرز، بازاریان و مردم این شهرستان با ارسال نامه ای به رئیس جمهور خواستار جلوگیری از ساخت جاده در داخل تالاب بین المللی میانکاله شدند.

تالاب بین المللی میانکاله بعد از خشک شدن دریاچه ارومیه و دریاچه بختگان، مهمترین زیستگاه گذرانی پرندگان مهاجر است که هرساله نزدیک به نیم میلیون پرنده مهاجر را میزبانی می کند.

زنگ خطر نابودی شبه جزیره میانکاله به صدا درآمده است به راستی آیا می شود این منطقه را با وجود تمام ویژگی های منحصر به فردش نادیده گرفت ؟

آزولا چیست؟ مهاجم و مرگ آور برای تالاب انزلی

به عقیده ی بسیاری از کارشناسان روند نابودی تالاب بین المللی انزلی در اثر رشد سریع و تصاعدی سرخس آزولا در سطح این تالاب می باشد اما گیاه آزولا چیست؟

آزولا نوعی سرخس با برگ های کوچک به رنگ سبز است این گیاه با برگ های ریز و رشد سریع خود سطح آبها را می پوشاند و مانع از رسیدن نور خورشید و اکسیژن به درون آب می شود علاوه بر این با مصرف اکسیژن و مواد غذایی آب ، زیستگاه ها را تضعیف کرده تا جایی که رفته رفته تنوع گیاهی و جانوری زیستگاه به نابودی کشیده می شود و این گیاه به عنوان یک گیاه مهاجم و مرگ آور تلقی می شود یکی از خصوصیات منحصر به فرد این گیاه این است که به راحتی با هر محیطی سازگاری پیدا می کند

این گیاه موجب جلوگیری از ورود نور به درون آب می گردد در این صورت آبزیان مفید مانند ماهی ها و موجودات ذره بینی نیز قادر به رشد و تکثیر نبوده و سیر نابودی در پیش می گیرند و مرداب یا تالاب تبدیل به سیاه چاله های بد بو و غیر قابل زیست می گردد و دیگر مکان مناسبی برای پرندگان مهاجر نخواهد بود و اکثر گیاهان بومی به دلیل خفگی نابود می گردند .

درحدود 15 سال از تاریخ ورود این گیاه وارداتی به منطقه ی سرسبز شمال می گذرد ولی در این مدت کوتاه آزولا زیستگاه های آبی شمال کشور به خصوص گیلان و مازندران را شدیدا تحت فشار قرار داده است .

سرنوشت مبهم طرح احیای تالاب بین المللی انزلی

در 22 شهریور ماه امسال عملیات اجرایی طرح احیای تالاب انزلی با حضور استاندار گیلان و و رئیس  سازمان حفاظت محیط زیست افتتاح شد . طرح احیای تالاب بین المللی انزلی با بودجه 7.2 میلیارد تومانی در سال 89 و کل بودجه ی 90 میلیارد ریالی برای یک دوره 10 ساله طراحی شده است .

به نقل از محمدی زاده رئیس سازمان محیط زیست  هدف از اجرای طرح احیای تالاب ، جلوگیری از آلایندگی هایی است که در طول سالیان متمادی از طریق ورود فاضلاب  ها و پساب های کشاورزی، سموم و مواد شیمیایی، پسمانده های خانگی و غیر خانگی و ورود گونه های غیر بومی مهاجم از جمله جلبک آزولا و رشد جلبک ها ایجاد شده که باید با انجام عملیات آبخیزداری ، تثبیت شن و کنترل رودخانه ها مانع از ورود رسوبات به تالاب ها شد .

اما بعد از افتتاح طرح احیای تالاب و استارت خوردن دستگاه لایروب ، این دستگاه ها ، غیر فعال و پهلو گرفته در تالاب انزلی مانده اند !

از مطالب بیشتر در ادامه مطلب دیدن فرمایید...

ادامه نوشته

مرگ یا نابودی یا نفس های آخر دریاچه ی ارومیه

دریاچه ارومیه به عنوان بزرگترین تالاب دائمی داخل کشور و بیستمین دریاچه بزرگ جهان با مساحتی حدود 483 هزار هکتار یکی از مهمترین و با ارزش ترین اکوسیستم های آبی به شمار می آید .

به نقل از خبر آنلاین 250هزارهکتار از این دریاچه که از سال 1354 در فهرست کنوانسیون حفاظت از تالابها ثبت شده است به شوره زار تبدیل شده سطح تراز آبی آن به پایین ترین حد ممکن طی چند دهه قبل رسیده و شوری آن نیز با گذشتن از حد فوق اشباع به 340گرم بر لیتر رسیده است که این امر موجب شده  آرتمیا به عنوان مهمترین موجود این دریاچه در آستانه ی نابودی کامل قرار گیرد .

دکتر منصوری پرنده شناس با تاکید بر این که پرندگان مهاجر به زیستگاه های مختلفی مهاجرت می کنند می گوید: بسیاری از زیستگاه ها در دریاچه ارومیه به خاطر کم آبی و سد سازی روی رودخانه های اطراف این رودخانه تخریب شده اند و همین موضوع موجب گردیده تا پرندگان از این زیستگاهها مهاجرت کنند.

ویژگی طبیعی، چشم انداز زیبا و سرگردانی گردشگران سبب شد فکر ایجاد پل روی دریاچه ارومیه شکل بگیرد طراحی این پل با نگاه به پلی که روی دریاچه نمک ایالت یوتا آمریکا ساخته شده صورت گرفته که به دریاچه ارومیه شباهت دارد.

 اما دکتر اسماعیل کهرم میگوید: بارها به دولتمردان اعلام کرده ام که این میان گذر نباید ساخته شود او می افزاید: دریاچه مانند بدن انسان که سیستم گردش خون دارد، سیستم گردش آب دارند گردش آب اکسیژن و غذا را به نقاط مختلف دریاچه می برد ما با ایجاد میان گذر در این دریاچه اختلال ایجاد و آن را بیمار کرده ایم . ایالات متحده را مثال می زند و می گوید: در سراسر این کشور قطار و اتومبیل از روی تالاب ها و دریاچه ها عبور می کنند اما هیچ کس کوه را نریخته درون دریاچه یا تالاب ، آنها با استفاده از ستون های متعدد این عمل را انجام داده اند.

 از بقیه ی مطالب را در ادامه مطلب دیدن فرمایید...

ادامه نوشته