پدیده گرم شدن کره زمین به روایت تصویری تلخ...

خبرگزاری مستقل محیط زیست ایران در يک يخچال در حال ذوب شدن خرس هاي قطبي نوميدانه دنبال مسيري براي بازگشت به خانه هستند. شمالي ترين نقطه نروژ همچوار قطب شمال است و يکي از مناطقي که آثار افزايش گرماي جهاني در آن کاملا مشهود است.

و آنگاه که تنها پژوهشکده ی گیلان شناسی این سرزمین نیز غصب می شود...!

ورگ: سال ۱۳۸۳ بود که چند دانشجوی دانشکده‌ی فنی دانشگاه گیلان تصمیم به انتظار نشریه‌ای دانشجویی به زبان گیلکی و با محتوای قومی گرفتیم و نیناکی همین‌گونه متولد و آغازگر جریان جوان‌های هویت‌خواه گیلک شد و آن روزها، پژوهشکده‌ی گیلان‌شناسی دانشگاه گیلان که هنوز در دو اتاق در ساختمان دانشکده‌ی انسانی منتظر آماده شدن ساختمان وعده‌داده شده به‌شان واقع بود، یاور ما شد و اتاق غیراداری‌شان را که در واقع کتابخانه‌ی این پژوهشکده بود برای برگزاری جلسه‌های گروه تحریریه‌ی نیناکی و بعدتر زیته در اختیار ما گذاشتند. این‌ها همه با وجود اختلاف نظر و روش میان ما و ایشان بر سر مفاهیمی چون «گیلان‌شناسی» و «هویت قومی و ملی» بود و این همکاری هرگز از یادم نمی‌رود. دکتر میرمیران و آقای اکباتان عزیز را از همان سال‌ها می‌شناسم و از هم‌صحبتی‌های گاه و بی‌گاه‌مان در باب هویت گیلک. این یادداشت را هم نه تنها به دلیل آن نان و نمک فرهنگی که ذکر شد که هم به دلیل پراکندن این خبر ناگوار میان خوانندگان ورگ -با امید بازپراکندن خبر توسط شما- و نیز البته با تاکید و تکیه بر نیمه‌ی دوم این یادداشت در باب برخی آسیب‌ها و رذیلت‌های ملی ما گیلکان منتشر می‌کنم. چرا که هنوز فراموش نکرده‌ام این ضرب‌المثل فتیشیستی و بیمارگون را که بر زبان پیرمردها و پیرزن‌های قدیم و در ذهن طبقه‌ی متوسط جدید و روشنفکران ارگانیکش جاری و ساری‌ست که: «فارسی شکر است، ترکی عسل، گیلکی چرت و پرت!» این را اول‌بار از معلم ادبیات فارسی دوره‌ی راهنمایی‌ام شنیدم و شاید نطفه‌ی نشانه‌روی به سوی قربانیان شوونیسمی که در میان ما گیلکان و نه بیرون از ما حضور دارند از همان جا بسته شد. و اما نامه‌ی عبداله اکباتان:

ادامه نوشته

21 مرداد روز دریای کاسپین را در شرایطی پاس میداریم که...

۱۲ آگوست روز دریای کاسپین نامگذاری شده است.

دریای کاسپینی که بزرگترین دریاچه جهان می باشد و اخیرا نام یکی از آلوده ترین دریاهای جهان را نیز یدک می کشد. کاسپینی که از دیرباز تا به امروز گران بهاترین ماهی های جهان را در خود جای داده و از تنوع زیستی چشمگیری در سطح جهان برخوردار می باشد اما در سالهای اخیر نزدیک به ۱۵۰ گونه آن در شرایط انقراض قرار گرفته اند.

از یک طرف عدم ارتباط دریای کاسپین با دریاهای آزاد موجب انباشتگی آلودگی های شیمیایی و میکروبی شده واز طرف دیگر در یکسال اخیر افتتاح خط انتقال آب دریای خزر به فلات مرکزی ایران به عنوان تهدیدی بزرگ بر پیکره بیمار این دریاچه شمرده می شود(اینجا و اینجا)

گرچه کنوانسیون حفاظت از محیط زیست دریای کاسپین(کنوانسیون تهران) درسال ۸۲ با حضور وزرا و  معاونین چهار کشور حاشیه کاسپین از جمله ایران با هدف حفاظت و نگهداری محیط زیست دریایی امضا شد اما شوربختانه این روزها شاهد آلودگی حداکثری دریای کاسپین می باشیم(اینجا) وامروز را در شرایطی پاس میداریم که کاسپین بیمارتر از هر زمان دیگری نیازمند تصمیمی راسخ در رابطه با حفظ منابع طبیعی آن برای نسل های حاضر و آینده می باشد.

پی نوشت: پوشه مطالب مربوط به دریا و تالاب در همین جا

نوروز بل گیلکی سال 1587 موبارک ببه

امروز نوروز بل یا آغاز سال نو گیلانی می باشد نوروز بل به معنای برافروختن آتش نوروزی، جشنی باستانی ست که ریشه در تاریخ و فرهنگ گذشته های دور این سرزمین دارد .

نوروزبل به صورت خلاصه نوعی آئین خاص برای آغاز سالی است که در کوهستان­های گیلان (به خصوص کوهستان­های شرق گیلان) استفاده می­شود؛ که این اسم از عینیت این آئین گرفته شده، نوروز که به معنای شروع سال نو و« بل» هم که در گیلکی به معنای شعله آتش است که با هم شعله نوروزی را می­سازند.

در این روز گیلانیان زیباترین لباس خود را بر تن می کنند به اجرای موسیقی می پردازند و بعد از برپا کردن آتش با در آغوش کشیدن دوستان و آشنایان خود این روز را به یکدیگر تبریک می گویند، خورشید که در حال غروب باشد، زمان روشن کردن آتش فرا می رسد و هیزمهای آغشته به نفت که شعله‌ ور می‌شوند، مردم به آن نزدیک می‌ شوند و همه‌ باهم این شعر را می‌خوانند:

گروم گروم گروم بل (با صدای پرهیبت سوختن هیزم و برکشیدن شعله)
نوروز ما و نوروز بل (نوروز ماه و شعله آتش نوروزی)
نو سال ببی، سال سو (سال تازه باشد و سال روشنائی)
نو بدی خؤنه واشو (تازه باشد و تازه شود و خانه آباد و با برکت)

نوروز بل ۱۵۸۵ خورشیدی را به گیلان و گیلانی تبریک می گویم .

فرخنده باد با عشق و شادی

پی نوشت: در همین زمینه این موزیک را بشنوید و بیشتر بخوانید در اینجا

اصلی ترین دلیل تبدیل "لیلاکوه به لیلادشت" چیست؟

لیلاکوه که در گویش گیلکی به آن لیله کوه می گویند به مانند دیگر نقاط استان گیلان کوهی ست پوشیده از درخت که اخیرا بخشی از آن مورد تعرض واقع شده، پیش تر در اینجا  خبر تخریب بخشی از آن را درج کرده بودم.

جدا از فاجعه ای که رخ داده تا بار دیگر در برابر این دست از اقدامات مشمئزکننده شاهد سکوت بی معنای سازمان محیط زیست گیلان باشیم، می خواهم توجه تان را به نکته تامل برانگیز دیگری جلب کنم و آن بازتاب ها و واکنش هایی ست که درباره این تخریب از فضای مجازی گیلانیان برخاسته شده، واکنش هایی که هیچ گاه دریای کاسپین به خود ندیده حتی وقتیکه گلوله های نفتی به سواحل آن رسیدند(اینجا) و یا حتی وقتیکه علت طوفانی بودن کاسپین، آلودگی بیش از اندازه آن اعلام شد(اینجا)، واکنش هایی که هیچ گاه سراوان و تموشل و رستم آباد و... به خود ندیده اند، جنگل های هیرکانی چندین میلیون ساله ای که در آنها روز به روز زباله ها بیشتر قد میکشند و شیرابه ها و بوی تعفن ناشی از آن، پیکره سبز جنگل را بی مهابا احاطه می کنند(اینجا و اینجا) و دریغ از صدایی که شنیده شود، دریغ از واکنش هایی که تالاب های بی المللی همچون انزلی،امیرکلایه و سلکه و...از آن بی بهره ماندند و حالا این تالاب ها دست به دست پروژها و اعتبارات رنگینی میشوند تا شاید درمانی برای افزایش چندسانتی متری قامت تحلیل رفته شان پیدا شود! واکنش هایی که شامل حال تخریب بخشی از مهمترین پارک خشکی-دریایی ایران هم نشد(اینجا واکنش ها و بازتاب هایی که بستر رودخانه ها از فرط بهره برداری های غیرمجاز شن و ماسه(اینجاجنگل ها از هجوم بی وقفه چرای بی رویه دام و.. نیز به خود ندیده اند، نابودی تدریجی اکوسیستم های کم نظیری که در آتش ناآگاهی و بی خردی مان میسوزند و بازتابی را به خود نمی بینند!

ادامه نوشته

شرایط رقت بار نگهداری پستانداران در باغ پرندگان ماهان رشت!

دیده بان حقوق حیوانات: مجموعه ای که با نام باغ پرندگان ماهان در جاده رشت به انزلی فعال است، اقدام به نگهداری و نمایش پستانداران حمایت شده در شرایط بسیار رقت بار می کند.

به گزارش دیده بان حقوق حیوانات، این مجموعه که ظاهرا دارای مجوز نگهداری و نمایش پرندگان زینتی از اداره کل محیط زیست استان گیلان است غیر از پرندگان بومی و غیر بومی اقدام به نگهداری و نمایش پستاندارانی از قبیل سگ، گربه، الاغ، میمون و خرس در شرایط بسیار تاسف بار کرده است.

این مجموعه در پاسخ شکایات بازدیدکنندگان به نحوه فلاکت بار نگهداری حیوانات در این مجموعه و چگونگی نگهداری پستانداران حمایت شده بومی در شرایط نامناسب و غیر استاندارد، ادعا می کند اداره محیط زیست استان به دلیل نداشتن امکانات لازم، گونه های ضبط شده از شکارچیان را به این مجموعه واگذار می کند!

گفتنی است خرسی که پاییز ۱۳۸۹ از شکارچیان در این استان ضبط شده بود، نزدیک به دو سال است که در این مجموعه نگهداری می شود.
در این مجموعه برخی حیوانات حمایت شده شامل خرس، گربۀ وحشی و عقاب به صورت تاکسیدرمی شده در معرض دید عموم قرار دارند. نمایش پستانداران تاکسیدرمی شده در ملاء عام تابع ضوابط خاص است در حالی که هیچ گونه مجوز شکار، تاکسیدرمی یا نمایش عمومی بر این حیوانات نصب نشده است.

اطلاعات مربوط به حیوانات که بر در و دیوار قفس های این مجموعه  نصب شده نیز دارای اشکالات عدیده علمی است.

برخی بازدید کنندگان آگاه این مجموعه از شرایط نگهداری، رفتار نامناسب با حیوانات و تغذیه خرس ها با نان بربری خشک گلایه دادند.

تصاویر بیشتر را در اینجا ببینید...

اینبار طبیعت"تموشل"فدای دپوی زباله های استان گیلان شد...

طبیعت استان گیلان به جهت کمبود فضا، تراکم جمعیت و فرهنگ مصرفی از یک سو و گذشته سرشار از کم‌توجهی یا سهل‌انگاری نسبت به مدیریت پسماندها، آسیب‌های فراوانی دیده است. گواه این گفته، مراکز دفن و دپوی غیربهداشتی زباله با عمری 15 تا 30 ساله در گوشه گوشه این استان سرسبز است.

به گزارش سبزپرس یکی از مراکز دپو در شرق گیلان در دل منطقه «دهسر» از روستای «تموشل» در نزدیکی لاهیجان قرار دارد. اهالی می‌گویند قریب به 10 سال است که زباله‌ها نه فقط از لاهیجان که از «دیلمان»، «سیاهکل»، «رودبنه» و گاه «چاف» و «چمخاله» و روستاهای اطراف به این محل آورده می‌شود که بوی نامطبوع و شیرابه ناشی از این زباله‌ها موجبات آزار اهالی شده است.

بیشتر بخوانید در ادامه مطلب

پی نوشت: در همین زمینه جنگل سراوان پناهگاهی برای زباله ها !

ادامه نوشته

روابط عمومی سازمان آتش نشانی رشت: آتش سوزی جنگل لاکان رشت مهار شد

به نقل از ایرنا روابط عمومی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی رشت از مهار و اطفای آتش سوزی جنگل لاکان رشت خبر داد.

مدیر عامل سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی رشت در تشریح این حادثه گفت: در پی تماس شهروندان با سامانه 125 در روز گذشته مبنی بر وقوع حریق در جنگل، بلافاصله ستاد فرماندهی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی سه دسنگاه خودروی اطفای حریق به همراه 9 آتش نشان از ایستگاه های 6، 2 و 5 را به محل حادثه اعزام کرد.

ˈعلی مقصودیˈ افزود: آتش نشانان که پس از رسیدن به محل حادثه با حریق وسیعی که در حدود چند هکتار را در کام خود فرو برده بود، روبرو شدند؛ با همکاری منابع طبیعی عملیات گسترده ای را به منظور جلوگیری از سرایت و گسترش آن به دیگر
مناطق جنگلی آغاز کردند.

وی اضافه کرد: سرانجام آتش نشانان طی چندین ساعت عملیات بی وقفه ، موفق به مهار و اطفای حریق جنگل شدند.

مدیر عامل سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی رشت از افرادی که در مناطق جنگلی و حاشیه آن زندگی می کنند ، خواست تا در صورت مشاهده کوچک ترین آتش سوزی در سطح مراتع و یا جنگل ها بلافاصله موضوع را به یگان جنگل (09696) ، نیروی انتظامی(110) و یا آتش نشانی(125) اطلاع دهند.

به نام برودپیک، به امید تغییر

سهند عقدایی به نقل از شرق: خردادماه گذشته، روزی که تیم کوهنوردی باشگاه آرش عازم کوه‌های «قراقروم» پاکستان شد تا اولین گشایش مسیر بر یک قله هشت‌هزارمتری را برای ایران ثبت کند،   آیدین بزرگی، ستاره این تیم در فرودگاه به دوستانی که به بدرقه‌شان آمده بودند گفت نامه‌ای را نوشته که در آخرین لحظات برایشان ایمیل کرده است و ما منتظر بودیم که به خانه برسیم و آن نامه را باز کنیم. با خود می‌گفتیم چه نوشته است آیدین و چرا زمانی منتشرش کرده که دیگر کسی فرصتی برای پاسخ و گفت‌وگو نداشته باشد: «این ماییم، دوباره اینجاییم. با هم هستیم ولی تنهاییم. اینجاییم نه از برای خودخواهی، نه از برای خودنمایی، اینجاییم از سر عشق، اینجاییم از سر شور، از سر غرور. اینجاییم از برای رشد، از برای اوج، از سر جنون، اینجاییم برای پایان... پایانی که آغازی بلندپروازانه‌تر را نوید دهد. پایانی... که پشتوانه آغاز است، که تیر خلاصی است بر نتوانستن‌ها، بر خودکم‌بینی‌ها، بر در حصار ماندن‌ها، بر گرفتار تکرارشدن‌ها... . غروبی است برای این فرسایش‌ها و طلوعی است برای ریشه‌زدن‌ها، برای شکوفه‌دادن‌ها. بوی خوش تغییر است و مهر ابطال است بر راکدبودن‌ها.»

طنین کلماتش در اولین سطور ما را بر جای میخکوب می‌کرد. متنی بود حماسی که شاید اولین مخاطبش خودش بود که داشت سنگ‌ها را با خود وا می‌کند و بعد دوستان و دشمنانی که از آن لحظه به بعد دیگر همه نگاه‌هایشان به او و همنوردانش بود

ادامه نوشته