اینبار طبیعت"تموشل"فدای دپوی زباله های استان گیلان شد...
طبیعت استان گیلان به جهت کمبود فضا، تراکم جمعیت و فرهنگ مصرفی از یک سو و گذشته سرشار از کمتوجهی یا سهلانگاری نسبت به مدیریت پسماندها، آسیبهای فراوانی دیده است. گواه این گفته، مراکز دفن و دپوی غیربهداشتی زباله با عمری 15 تا 30 ساله در گوشه گوشه این استان سرسبز است.
به گزارش سبزپرس یکی از مراکز دپو در شرق گیلان در دل منطقه «دهسر» از روستای «تموشل» در نزدیکی لاهیجان قرار دارد. اهالی میگویند قریب به 10 سال است که زبالهها نه فقط از لاهیجان که از «دیلمان»، «سیاهکل»، «رودبنه» و گاه «چاف» و «چمخاله» و روستاهای اطراف به این محل آورده میشود که بوی نامطبوع و شیرابه ناشی از این زبالهها موجبات آزار اهالی شده است.
«داریوش نصیری» دهیار دهسرتموشل در این باره گفت: قبلترها، شیرابههای ناشی از این محل انباشت زباله وارد آب رودخانه میشد که به مزارع میرفت. مسیر این رودخانه ازابتدای «چوشل» تا انتهای «چمندان» است.
وی گفت: در حال حاضر ورود شیرابه به این مسیر مسدود شده است اما باز هم مورد اعتراض و ناراحتی ما است چون شیرابهها از مسیر دیگر وارد کانالهای آب رسانی مزارع میشود.
نصیری در خصوص اقداماتی که تاکنون صورت گرفته است گفت: ما قبلا حتی طرح شکایت هم داشتیم که مسکوت ماند. ضمن اینکه از نزدیک به سه سال قبل پیمانکاری با دستگاه اینجا مستقر است که با خاک ریختن روی زبالهها تا حدودی بو و شرایط ناخوشایند را مهار میکند اما هنوز تا چاره مشکل بسیار فاصله داریم.
نصیری دربارۀ مطالبه اصلی اهالی گفت: ما متاسفانه آگاهی دقیق عملی نداریم که چگونه میتوانیم این وضعیت را مدیریت کنیم. ما بسیار از مسئله بازیافت و فرصتی که دل این زباله نهفته شنیدهایم و عملاً نمیدانیم که باید چکار کنیم.
دهیار تموشل گفت: تموشل با سه محل بالامحله، دهسرتموشل، پایین محله حدودا شامل چهارصد خانوار است لذا در خود همین مردم که بیشترین زیان این زبالهها را متحمل میشوند، این آمادگی وجود دارد که در بحث مدیریت این مسئله، چگونگی بازیافت، ملزومات و روشهای آن ورود کنند. منتها هیچیک از ما دقیقا نمیدانیم چه باید بکنیم و به کجا مراجعه کنیم. نصیری گفت: در حال حاضر شنیدهایم که اقداماتی در شرف انجام است که این محل جمع و بهسازی شود و این برای ما نقطه امیدی است. فقط این درخواست را داریم که اگر راه و روشی وجود دارد که مردم و جوانان محل بتوانند از فرصت مالی و اشتغال این امر بهرهمند شوند، به اطلاع ما برسد.
ایجاد زهکش و پیش تصفیه شیرابه
«رضا کحالی» شهردار لاهیجان نیز در گفتگو با سبزپرس، با اشاره به اینکه این جایگاه انباشت زباله دغدغه شهرداری نیز هست گفت: اینکه بگوییم در هیچ جای گیلان محل مناسب دفن وجود ندارد و زباله را به هر کجا که منتقل کنیم آسیبزا است، حرف درستی است که تازگی ندارد. لذا ما در همین محل قصد مدیریت این مشکل را داریم، در عین حال با جدیت پیگیر این مسئله هستیم که زباله از سایر شهرهای اطراف به این منطقه حمل نشود.
وی گفت: یکی از ناراحت کنندهترین تبعات انباشت زباله در این محل، شیرابه است که ما تعبیه پمپ و احداث تصفیهخانه شیرابه در همین محل را در دستور کار داریم و در حال حاضر حدود بیست درصد پیشرفت فیزیکی دارد.
شهردار لاهیجان همچنین از ایجاد یک واحد کمپوست در این محل خبر داد و گفت: مذاکراتی انجام شده که یک واحد کمپوست در همین منطقه احداث شود تا هم زمان با تفکیک از مبدأیی که هماکنون در لاهیجان در حال انجام است، زبالههای تر نیز بازیافت شده و تبدیل به کود شوند.
وی در پاسخ به این گفته که کارخانههای کمپوست گیلان عموماً ظاهر و ظرفیتی آرمانی دارند اما در عمل خالی از اشکال نیستند، گفت: دقیقاً با توجه به تجاربی که از همین فعالیتها داریم، ما فارغ از شرایط شعار گونه، عملکرد و راهکاری شدنی و دست یافتنی را دنبال میکنیم و با دقت در حسن اجرا، فارغ از بزرگنمایی به دنبال حل مشکل هستیم.
شهردار لاهیجان در مورد مدل اجرای طرح تفکیک زباله از مبدأ در لاهیجان گفت: برای اینکه مردم راحتی بیشتری داشته باشند و به نوعی روز و زمان در اختیار خودشان باشد، محلهایی را تعبیه کردهایم که مردم پلاستیک، کاغذ و سایر مواد قابل بازیافت را به آنها تحویل داده و بنهایی را دریافت میکنند که میتوانند با ارایه آنها، هر کالایی را که در نظر دارند از فروشگاه تعاونی ما تهیه کنند.
به گزارش سبزپرس، تصویب قانون مدیریت پسماندها در سال 1383 و همچنین تدوین و ابلاغ آیین نامه اجرایی آن در سال 1384 آغاز فصل جدیدی در مدیریت پسماند در کشور بود که متعاقب آن اهالی محیط زیست به مدد قانون، «آفتاب را دلیل آفتاب آورند» و مسولان شهری و روستایی را ملزم به رعایت این قانون کردند. اما در همان حال که قانع و قانونمند کردن مسئولان میخزد، غول زباله میدود!
پی نوشت: در همین زمینه جنگل سراوان پناهگاهی برای زباله ها !
نیرویی که از درون مجاری سبز به گل ها جان می بخشد،همان نیرویی است که عمر سبز مرا به پیش می برد و ریشه های درختان را می خشکاند، و این نیرو مرا نیز به زوال خواهد کشاند،و من ناتوانم از این که به شاخه رز خمیده بگویم که جوانیم نیز به تارج تبی زمستانه رفته که تو را نیز به یغما برده است.