عنوان ندارد !
"راه دوست داشتن هرچیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود "
امروز صبح بعد از مدت ها فارغ از هرچیزی فرصت کردم که عکس هایم را مرور کنم تا اینکه به تصویر زیر رسیدم فکر میکنم آبان ماه بود که بوسیله ی یکی از دوستان خبردار شدم که در روز و زمانی مشخص در خانه فرهنگ گیلان جلسه نمایشنامه خوانی برگزار می شود. هرچند که به جلسه ی آن روز دیر رسیدم و از طرفی صندلی ها پر بودند و مکانی برای نشستن وجود نداشت و ناچارا از پله ها پایین آمدم چند لحظه ای گوشه ای ایستاده م و به اطرافم نگاهی انداختم اما به نظرم این بهترین فرصتی بود که در هوای بارانی از آن خانه رویایی چند عکسی بگیرم
خانه ی فرهنگ گیلان جدا از برنامه ها و جلساتش به دلیل دیگری نیز برایم مکان ارزشمندیست زیرا که خاطره ی خانه ای را زنده میدارد که چند کوچه بالاتر از خانه فرهنگ قرار دارد و ۴ ماهی می شود که آن خانه خالی تر و تنهاتر از هر زمان دیگری شده ...
از آن جمله خانه هایی ست که اگر در داخلش باشم بی شک هرنوع دل مشغولی با انواع و اشکال مختلف نمی توانند از لذت این دیدار بکاهند...
پی نوشت: از خانه ی پدربزرگ تنها آلبوم عکس با دفترهای شعر و بعضی ورق های ترد وشکننده اش را با خود آوردم تا در زمان و فرصتی مناسب چاپ شان کنم مابقی وسایل یا فروخته شدند و یا بخشیده ...
پی نوشت: امروز اولین سالگرد خواننده ی پرآوازه ی گیلان"فریدون پور رضا" در تازه آباد رشت برگزار گردید تصاویری از این روز را ملاحظه می کنید



نیرویی که از درون مجاری سبز به گل ها جان می بخشد،همان نیرویی است که عمر سبز مرا به پیش می برد و ریشه های درختان را می خشکاند، و این نیرو مرا نیز به زوال خواهد کشاند،و من ناتوانم از این که به شاخه رز خمیده بگویم که جوانیم نیز به تارج تبی زمستانه رفته که تو را نیز به یغما برده است.