"راه دوست داشتن هرچیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود "

امروز صبح بعد از مدت ها فارغ از هرچیزی فرصت کردم که عکس هایم را مرور کنم تا اینکه به تصویر زیر رسیدم فکر میکنم آبان ماه بود که بوسیله ی یکی از دوستان خبردار شدم که در روز و زمانی مشخص در خانه فرهنگ گیلان جلسه نمایشنامه خوانی برگزار می شود. هرچند که به جلسه ی آن روز دیر رسیدم و از طرفی صندلی ها پر بودند و مکانی برای نشستن وجود نداشت و ناچارا از پله ها پایین آمدم چند لحظه ای گوشه ای ایستاده م و به اطرافم نگاهی انداختم اما به نظرم این بهترین فرصتی بود که در هوای بارانی از آن خانه رویایی چند عکسی بگیرم

خانه ی فرهنگ گیلان جدا از برنامه ها و جلساتش به دلیل دیگری نیز برایم مکان ارزشمندیست زیرا که خاطره ی خانه ای را زنده میدارد که چند کوچه بالاتر از خانه فرهنگ قرار دارد و ۴ ماهی می شود که آن خانه خالی تر و تنهاتر از هر زمان دیگری شده ...

از آن جمله خانه هایی ست که اگر در داخلش باشم بی شک هرنوع دل مشغولی با انواع و اشکال مختلف نمی توانند از لذت این دیدار بکاهند...

پی نوشت: از خانه ی پدربزرگ تنها آلبوم عکس با دفترهای شعر و بعضی ورق های ترد وشکننده اش را با خود آوردم تا در زمان و فرصتی مناسب چاپ شان کنم مابقی وسایل یا فروخته شدند و یا بخشیده ...

پی نوشت: امروز اولین سالگرد خواننده ی پرآوازه ی گیلان"فریدون پور رضا" در تازه آباد رشت برگزار گردید تصاویری از این روز را ملاحظه می کنید