آیا پرندگان آبزی مهاجر از سیبری به سمت مرگ پرواز می کنند ؟
پرندگانی مثل خوتکا،مرغابی هوایی،حواصیل،چنگر،اردک سرسبز،کشیم،قوها و... پرندگانی که با شروع فصل سرما از سرزمین های شمالی به مانند سیبری هزاران کیلومتر پرواز می کنند تا به کشور ما برسند زیستگاه این پرندگان مهاجر تالاب است و همانطور که میدانیم در این سال ها زیستگاه های آبی کشور وضعیت مطلوبی نداشتند و اغلب با کم آبی و یا خشک شدن مواجه بوده اند که این خود یک عامل در سرگردانی این پرندگان می باشد و از طرف دیگر مهمترین عامل صید و شکار بی رویه ی پرندگان مهاجر آبزی و عدم نظارت و مدیریت بر این شکار است که موجب کاهش جمعیت این پرندگان در سال های اخیر بوده است .
دوستان بگذریم از اینکه جمعیت بسیاری از گونه های این پرندگان کاهش یافته و یا منقرض شده است اما دوست دارم لحظه ای من و شما خودمان را به جای آن پرندگان بگذاریم به امید رسیدن به مکانی امن کیلومترها پرواز کرده اند ولی افسوس که گلوله هایمان پذیرای مهمانان بی نظیرمان بوده شاید برای ان پرنده ی بینوا با گلوله ای کشته شدن بسیار بهتر از لحظه ای باشد که زنده بماند لحظه ای خودمان را به جای آن پرنده بگذاریم پرندگان زنده ای که به صورت کاملا وحشیانه بال هایشان را با طناب بسته اند و حتی در خیلی از آن ها دیده ام که بال ها و یا پاهایشان شکسته است نقاط زیادی از بدنشان کبود شده است انگار نه انگار که آن پرنده ی بینوا یک موجود زنده است و به مانند ما درد را حس می کند با چشمانی که سرشار از درد است نگاهت می کنند انگار که حرف های زیادی برای گفتن دارند...
درد اینجاست که وقتی از فروشندگان این پرندگان درخواست می کنید که کمی مهربانانه تر با آنان رفتار کنند با خنده ای بر لب درخواستتان را به تمسخر می گیرند و درد اینجاست .
در این ماه قصد دارم به اندازه ای که وسع مالی ام اجازه می دهد تعدادی از این پرندگان مهاجر را که هنوز زنده اند و هنوز بال های نحیف شان با طنابی بسته شده است و هنوز درد را حس می کنند خریداری کنم و در یکی از تالاب های گیلان آزادی را نثار راه شان کنم .
همراه با آزادی این پرندگان آرزوی قلبی ام برایشان این است که دیگر به کشورم بازنگردند و پرواز کنند دورتر از جایی که انسانیت به فراموشی سپرده شده دورتر از جایی که مردمانش مهربانی با یک موجود زنده را خنده دار بدانند...
هرچند که غرایز آنها بسیار بزرگتر از آرزوی من است ...



نیرویی که از درون مجاری سبز به گل ها جان می بخشد،همان نیرویی است که عمر سبز مرا به پیش می برد و ریشه های درختان را می خشکاند، و این نیرو مرا نیز به زوال خواهد کشاند،و من ناتوانم از این که به شاخه رز خمیده بگویم که جوانیم نیز به تارج تبی زمستانه رفته که تو را نیز به یغما برده است.