تالاب عینک در معرض نابودی
تالاب عینک در قسمت غربی شهر رشت،در نزدیکی پارک دانشجو واقع شده و از نظر مساحت، دومین تالاب بزرگ استان گیلان می باشد.
مدت زمان زیادی ست که خبر از نابودی این اکوسیستم آبی شنیده می شود و در این بین،همچنان راهکار و عملکرد چشمگیری برای جلوگیری از مرگ غیرطبیعی این اکوسیستم لحاظ نشده است.
شرایط تالاب عینک نسبت به تالاب های دیگر استان گیلان اندکی خاص می باشد از آن لحاظ که این تالاب در داخل شهر قرار گرفته و از طرفی در این سالها شاهد افزایش بی سابقه جمعیت در شهر رشت بوده ایم و این حجم انبوه جمعیت،موجب گردیده تا به نسبت تالاب های دیگر، این تالاب با مشکلات عدیده تری دست و پنجه نرم کند که از آن جمله می توان به ساخت و سازهای بیشمار در حریم تالاب،ورود فاضلاب های شهری و صنعتی به داخل تالاب و تولید زباله توسط شهرنشینان اشاره کرد تا جایی که بخش هایی از تالاب را لوازم منزل و املاح و مصالحی اشغال کرده که به دلیل تخریب خانه های مسکونی به داخل تالاب رها شده و اینها دلایل خشک شدن بخش هایی از تالاب است.
به علاوه همه ی اینها، مرگ و میر گسترده ماهیان در این تالاب دیده شده که دلیل آن، انفجار جمعیتی سرخس آزولا در پهنه ی این تالاب می باشد. در این سالها به خصوص در تالاب های استان گیلان و مازندران گسترش روزافزون این سرخس بر پهنه های آبی مشاهده شده، این سرخس سازگار و سریع الرشد، با اشغال لایه ی سطحی آب، مانع از ورود اکسیژن و نور خورشید به لایه های زیرین می شود و رفته رفته با مرگ آبزیان و فیتوپلانکتون ها و موجودات داخل آب، مرگ یه اکوسیستم آبی نیز رقم می خورد و این، آن چیزیست که بعد از تالاب انزلی و شمار دیگری از تالاب های استان گیلان،دامن گیر تالاب عینک نیز شده است.
در انتها خوب است بدانیم که این تالاب به علت موقعیت مکانی خاص خود،ظرفیت این را داشته که تبدیل به یکی از قطب های مهم گردشگری استان شود و این در صورتی میسر می بود که با مدیریت صحیح مسئولان،دست کم ساخت و ساز در حریم تالاب صورت نمی گرفت و به جای آن، مکان های تفریحی و توریستی برای شهروندان و مسافران مهیا می شد.
البته در گذشته نیز طرح های این چنینی ارائه شده بود طرح هایی که در حال حاضر در بایگانی دفاتر شهرداری خاک میخورند...
نیرویی که از درون مجاری سبز به گل ها جان می بخشد،همان نیرویی است که عمر سبز مرا به پیش می برد و ریشه های درختان را می خشکاند، و این نیرو مرا نیز به زوال خواهد کشاند،و من ناتوانم از این که به شاخه رز خمیده بگویم که جوانیم نیز به تارج تبی زمستانه رفته که تو را نیز به یغما برده است.