اله تی تی گیلان

وبلاگی از نرگس سلیمی

چندی پیش جناب رهنما که یکی از دوستداران نام آشنای گیلان میباشند نقدی را در زمینه ی فعالیت های خانه فرهنگ گیلان در کامنتی برای اله تی تی گیلان قرار دادند این مهم را در وبلاگ قرار داده ام تا شما نیز دل نگرانی های  یکی از فرهنگ دوستان گیلان را بخوانید زیرا که موارد ذکر شده شان دغدغه ی قشر کثیری از دوستداران گیلان میباشد تقاضا دارم که اعضای خانه فرهنگ گیلان در پاسخگویی به سوالات به جا این عزیزان برآیند .

تشکر ویژه مدیریت وبلاگ اله تی تی گیلان: جناب میرزانژاد موحد از طرف خود و تمام دوستانم از اینکه به عنوان رییس هیات مدیره خانه فرهنگ گیلان در کنار دلسوزان و فرهنگ دوستان گیلانی در این وبلاگ حاضر شده اید تا همراه با این محفل باشید کمال تشکر را دارم بی شک حضور شما نشان از توجه ی اعضای خانه فرهنگ گیلان به انتقادات و پیشنهادات صورت گرفته می باشد امید که با در نظر گرفتن انتقادات صورت گرفته خانه فرهنگ گیلان پرصلابت تر از قبل در حفظ ارزش های این سرزمین گام بردارد .

جناب رهنما: با سلام و درود فراوان بر شما و تمامی فعالان عرصه فرهنگ و ادب این مرز و بوم.
حال که مجالی پیش امد بد ندیدم که مظالبی را که در ذهنم مدتها با ان کلنجار می رفتم در این جا بیان کنم.
با تمام احترامی که برای تک تک اعضای رسمی و غیر رسمی خانه فرهنگ گیلان قائل هستم توجه شان را به این نکته جلب می کنم که خروجی شان لااقل در عرصه اینترنت چه بود؟
در عصر اینترنت ، با وجودی که این تکنولوژی در هر خانه و دکانی رخنه کرده ایا این مرکز توانسته حتی وارد بحث در این مقوله شود؟
در مورد گیلانیانی که خارج از این استان زندگی می کنند چه ؟؟
برای حفظ زبان مادری چه کار ملموسی توانسته در سطح همین استانمان انجام دهد ؟
خانه فرهنگ گیلان صدها طرح را می توانست در کافی نت ها و حتی مدارس استان اجرا کند حقیقتا چه کار کرد؟؟
آیا چاپ جسته گریخته چند کتاب مجله و.. که آن هم به صورت انفرادی و.... ویا برگزاری شب شعر که آن هم از گیلکی به فارسی خوانی بدل شده کافیست ؟
و صد ها سئوال دیگر که جایشان اینجا نیست
متاسفانه فعالان این مرکز حتی سایت رسمیشان را به روز نمی کنند یک بخش گیلکی در سایتشان ایجاد نکردند ..........
امیدوارم جوابی برای این سئوالات باشد

جناب هادی میرزانژاد موحد: من نه به عنوان رییس هیات مدیره خانه فرهنگ گیلان که به عنوان جوان ترین عضو هیات موسس آن که احساس نزدیکی بیشتری با شما می کنم این چند جمله را برای شما می نویسم. و مطمئنا این را پاسخ رسمی خانه فرهنگ گیلان تلقی نخواهید کرد که اساسا ما انتقاد و گلایه ی دوستانه شما را وارد می دانیم و در پی پاسخگویی نخواهیم بود.
اما واقعیت آن است که فلسفه وجودی خانه فرهنگ گیلان این نبوده و نیست که سایتی در دنیای مجازی راه بیاندازد و گام در طرح و پیش برد مباحث فرهنگی بگذارد بلکه کاملا برعکس خانه فرهنگ برای آن برپا شد که ما گام از دنیای مجازی بیرون بگذاریم ، رو در روی هم بنشینیم و دست دوستانمان را بفشاریم و گرمای آن را حس کنیم و یاد بگیریم زیر یک سقف با هم گفتگو کنیم و قدرت تحملمان را بالا ببریم.
این روزها از این خرسندیم که برای هم کامنت می گذاریم و از حال هم باخبریم . آیا چهره ی عبوس دوستمان را می بینیم که تکیده و گرفته است از اوضاع روزگار؟! نفس به نفسش می دهیم؟
خانه فرهنگ گیلان در تمامی ایران پدیده ای یکه است که ده سال دوام آورده از 100 عضو به 28 عضو رسیده اما منحل نشده و امروز دوباره با 92 عضو رسمی و ده ها عضو غیر رسمی به کار خود ادامه می دهد.
پذیرای بزرگانی چون ابتهاج و رادی و آغداشلو و غبرایی و درویشیان و شمس لنگرودی و ده ها چهره ی دیگر در سالن کوچک خود بوده و برق شادی را از وجود این سقف در چشمان آن ها دیده و لذت دست مریزادشان را چشیده ...
فقط تصور کنید بخواهید خانه ای را برای ده سال اداره کنید و پول آب و برق و اجاره و گاز و تلفن و حقوق و بیمه منشی و نظافت و نگهداری ان را بپردازید و هر بار با یک تهدید و احضار و بخشنامه سر و کله بزنید. و همه این ها را هم از وقت و حق زن و بچه تان بگذارید
گناه ما نیست که مغازه دار روبرویی نشانی خانه فرهنگ را نمی داند که او احتمالا نشانی مدرسه فرزندش را هم نمی داند اما اگر اهل فرهنگ این ولایت نشانی خانه را نمی داند حتما ... نه .... باز هم اشکال از ماست... از هم دور افتاده ایم!
ده ها کسبه و پزشک و مهندس این ولایت نه تنها نشانی خانه فرهنگ را می دانند که بهترین یاوران آن هستند و غم خانه را هم خورده و می خورند . به زعم دانش اندک من دنیای مجازی آن قدرها هم مهم نیست که بی آن نتوانیم زندگی کنیم کما اینکه پیش از ما پدران ما زیستند و چه بسا بهتر از ما نیز از زندگی لذت بردند. این همیشه هم جمله ی درستی نیست که باید با شتاب جهانی پیش رفت. گاهی باید ترمز جهان را کشید.
گاهی با خود می گویم شاید اگر سایتی نبود بهتر بود چرا که دوستان برای آنکه ببینند خانه هنوز وجود دارد باید قدم رنجه کنند و به ما سر بزنند ولی حالا با وجود سایت و به روز شدن گهگاهی آن خیالشان جمع است!
دغدغه ی شما برای به روز نبودن سایت حتما قابل قبول است اما ما هم در میان دغدغه های مان به قول قدما اهم و فی الاهم می کنیم. باید اول خانه ای باشد تا عضوی و سایتی در کار باشد. بی شک ما گرد هم نیامده ایم تا سایتی موفق داشته باشیم که اگر داشته باشیم زهی افتخار. اما امروز که برخی از بیرون فشار می آورند که در خانه بسته شود ما از درون زور می زنیم تا فقط این در باز بماند!
این تلنگر شما قطعا موجب آن خواهد شد که ما دوستانی از درون را تشویق کنیم تا هرچه زودتر به سایت خانه فرهنگ سامان دهند که به زودی نیز این اتفاق خواهد افتاد اما ما منتظریم شما به جای کلیک روی لینک خانه فرهنگ، زنگ در آن را بفشارید تا با هم در آشپزخانه کوچک آن چای بخوریم و خودمان هم استکان های آن را بشوریم.
پاینده باشید

پی نوشت۱: یکی از قوانین وبلاگ اله تی تی گیلان تایید کردن تمامی نظرات از هر نوع متنی تا هر نوع عقیده ای می باشد و هرگز نظری در این وبلاگ حذف نمی گردد دوستان اگر کمی دقت فرمایند مشاهده می کنند که نظر جناب میرزانژاد نیز در همین صفحه قرار داده شده است ( در بالای همین پی نوشت )

پی نوشت۲: بنا به دلایلی که نمیدانم برخی از دوستان نظر جناب میرزانژاد را نمی توانند مشاهده کنند بنده نظر این بزرگوار را در زیر نظر جناب رهنما قرار داده بودم در هر حال یک بار متن مورد نظر را کپی و مجددا ثبت نمودم اگر مجددا دوستان عزیز این نظر را نمی توانند مشاهده کنند حتما من را در جریان بگذارند سپاس از تمامی دوستان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 31 خرداد1390ساعت 20:48  توسط بیداد(گیله زن)  | 

امروز از دوستی برگه ای با این عنوان دریافت کردم: بیاییم خانه ی فرهنگ گیلان را بسازیم ،در آن خواندم جملاتی که نویدی از برافراشته نگاه داشتن فرهنگ گیلان زمین را می داد .

سرزمینی که نام آوران و قهرمانان بیشماری را در خود پرورش داد صحت این گفته را می توان از قلم حکیم طوس در اثر جاودانه اش شاهنامه یافت که حکیم از نامداری دیلمی یاد میکند که در ساختن کاخ بلند و جان بخشیدن به فرهنگ ملی سهمی قابل ذکر داشته، حکیم می فرماید:

در این نامه نامداران شهر       علی دیلمی بودلف راست بهر 

که همواره کارم به نیکی روان     همی داشت آن مرد روشن روان

و طبق اسناد معتبر این سرزمین مهد قهرمانانی بود که با دلاوری خود نگذاشتند تا پای اسکندر به گیلان برسد و اسکندر در حالی که در پشت جنگل های آمارد میخکوب شده بود از همانجا بازگشت . شاید بتوان گوشه ای از فرهنگ و تاریخ این کهن دیار را در آثار ارزنده ای همچون جام طلای مارلیک و جام طلا با نقش اسب شاخدار یافت آثاری که به عنوان یکی از شاهکارهای هنر بشر شمرده می شوند.

اما  باید امروز خانه ای ساخت تا  اندیشه و تاریخ ، فرهنگ و هنر این سرزمین به فراموشی رهسپار نشود خانه ای باید ساخت تا فرهنگ دوستان زیر سقفی گرد هم آیند تا چراغ این خانه را که رو به خاموشی می رود، روشن نگاه دارند من و تو می توانیم سهمی در این روشنایی داشته باشیم، این حق من و توست که اندیشه هایمان در جهت شناخت هرچه بیشتر این کهن دیار بارور گردند و جز مهیا بودن خانه و محفلی صمیمانه این مهم میسر نمی گردد .

بسیاری از نیاکانمان در راه پاسداری از این دیار کشته شدند اما هیچگاه تن به ذلت اجنبی ندادند و تسلیم زور گویان تاریخ نگشتند تا تاریخ و فرهنگ این سرزمین را به دستان ما بسپارند من و تو نیز باید دین خود را ادا کنیم تا این امانت گرانبها را به نسل های آینده بسپاریم  پس باید امروز خانه ای بسازیم...

در آن برگه چشم اندازها و اقدامات برای خرید و یا ساخت خانه فرهنگ گیلان اینگونه شرح داده شده است:                                                                                                                              در خانه فرهنگ گیلان در طول یک دهه فعالیت خود طیف وسیعی از هنرمندان و اهالی فرهنگ گیلان را زیر یک سقف جمع کرده این خانه تا به امروز با حمایت های بی دریغ مادی و معنوی موسسان و اعضای خانه ی فرهنگ گیلان و عده ای از فرهگ دوستان و حامیان فرهنگ و هنر این دیار پایدار مانده است اما بدیهی است که چنین گستره ی فعالیتی بدون همیاری معنوی و مادی تمامی اهالی فرهنگ مقدور نخواهد بود اینک در آغاز دومین دهه ی فعالیت درخواست تمامی اهالی این خانه از همه ی کسانی که نسبت به این سرزمین دینی در خود احساس می کنند آن است که دست ما را به یاری بفشارند تا خانه ی فرهنگ گیلان به مکان و فضایی در خور جایگاه والای فرهنگی این دیار دست یابد در این راستا خرید بناهای تاریخی با معماری بومی و فضای سبز ویژه آن در اولویت است . چرا که بدین طریق هم بخشی از میراث فرهنگی این خطه حفظ می شود و هم فعالیت خانه فرهنگ در فضایی مناسب ساماندهی می شود .

حداقل فضاهای پیش بینی شده برای پروژه ی ساختمان خانه فرهنگ گیلان عبارتند از :

ـ سالن چند منظوره مراسم شب شعر، سخنرانی، سمینارهای فرهنگی، نمایش فیلم و اجرای تئاتر 

ـ نمایشگاه و گالری اختصاصی 

ـ کتابخانه

ـ کافی نت ، فروشگاه محصولات فرهنگی 

ـ فضاها و کارگاه های چند منظوره

ـ فضاهای اداری و خدماتی 

علاقه مندان برای آگاهی بیشتر از عملکرد و دستاوردهای کار گروه تشکیل شده می توانند به سایت خانه فرهنگ گیلان مراجعه نمایند همچنین یاوران این پروژه می توانند کمک های مالی خود را به شماره حساب زیر واریز نموده و یا مستقیما به دفتر خانه ی فرهنگ گیلان پرداخت کرده و رسید دریافت نمایند .

شماره حساب ویژه برای خرید یا ساخت خانه فرهنگ گیلان : سپرده ی پس انداز کوتاه مدت ۰۲۰۷۴۸۹۸۰۸۰۰۲ سیبا (بانک ملی)  به نام: خانه فرهنگ گیلان      

نشانی خانه فرهنگ گیلان: رشت، خیابان بیستون، روبروی سه راه صفاری، انتهای بن بست نصراله زاده  تلفن : ۲۲۲۴۱۷۸ـ۰۱۳۱

امی خانه امید راپا گیله مردان و گیله زنان ایسئه

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 خرداد1390ساعت 0:47  توسط بیداد(گیله زن)  | 

یکی دیگر از ۵ ناحیه رویشی ایران زمین جنگل های ایران تورانی می باشد اما چه اندازه از این جنگل ها می دانیم؟

ناحیه ی رویشی ایران تورانی که قسمت اعظم فلات مرکزی ایران را در برگرفته حدود ۲۸.۲ درصد معادل ۴۰۳۲۵۵۶ هکتار جنگل های کشور را در خود جای داده است . این ناحیه براساس شرایط توپوگرافی و ارتفاع به دو منطقه کوهستانی با آب و هوای سرد و منطقه جلگه ای با آب و هوای بیابانی و گرم و خشک تقسیم می شود . هرچند که شرایط جوی منطقه موجب پراکندگی و فاصله زیاد درختان شده اما به دلیل وسعت زیاد دارای گونه های گیاهی متنوع می باشد به نحویکه ۶۹ درصد فلور ایران در این ناحیه قرار گرفته است .

گونه های اصلی منطقه کوهستانی بنه،بادام و ارس و گونه های اصلی منطقه جلگه ای گز،تاغ،قیچ و اسکنبیل می باشد .

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 خرداد1390ساعت 23:59  توسط بیداد(گیله زن)  | 

چند روزیست که مهمان خانه مان شده اند از همان موقع که حاج آقا و همسرش بعد از گذشت سی و اندی سال عزم سفر کردند آنهم به مشهد همان شهری که بیشتر افراد ماه عسل خود را در آن میگذرانند ...

ما نیز مسئولیت نگهداری از مرغ و هشت جوجه ی حاج آقا رو به عهده گرفتیم وقتی که راهی سفر یک هفته ای خود میشد برای مرغ و جوجه هایش از برنج و گندم و خیار گرفته تا روزنامه و جای آب و دانه و حتی پارچه ای برای خوابشان آورده بود به اضافه ی کلی سفارش از نحوه ی نگهداری شان از زمان خواب تا شریک کردنشان در وعده های غذایی مان ... بلاخره سفارش های فراوان حاج آقا دلیلی شدند تا ما خیلی بیشتر نگران اوضاع و احوال مرغ و جوجه هایش باشیم تا حدی که با شنیدن کوچکترین صدایی از حیاط ناخودآگاه همگی به سمت حیاط میدویم تا مبادا گربه ی همسایه نقشه ای برای جوجه های حاج آقا کشیده باشد !

باغچه ای داریم هرچند که بزرگ نیست اما عشق مادرم به گل و گیاه آنقدر بزرگ است که باغچه ی کوچک مان را سیراب کند با آمدن مرغ و جوجه ها این باغچه هم مکانی برای اوقات فراغت شان شده... 

در روز اول  وقتی که مرغ حاج آقا برای آموزش دادن به جوجه هایش گل گوجه فرنگی کاشته شده مادر را در جلوی چشمان مادر از ریشه در آورد (واقعا قیافه ی مادرم دیدنی بود) بی درنگ به تبعیدگاهی به نام قفس روانه شدند ... اما حالا که ۴ روز از آمدنشان میگذرد هم مادرم با از ریشه کنده شدن تک تک گل و گیاهانش کنار آمده و هم من به مراقبت های لحظه به لحظه از آنان دلبسته شده ام

چند روز دیگر که بروند حتما دلم برایشان تنگ می شود مخصوصا برای جیک جیک کردن بی وقفه ی جوجه ها...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 20 خرداد1390ساعت 1:9  توسط بیداد(گیله زن)  | 

زمین را گستردیم و در آن کوه های ثابت نهادیم و از هرچیزی موزون و متعادل در آن رویاندیم (سوره الحجر آیه۱۹)

۵ ژوئن مصادف با ۱۵ خرداد روز جهانی محیط زیست نامگذاری شده است در سراسر جهان برای گرامی داشتن این روز مراسم ویژه ای برگزار می گردد هدف اینگونه از مراسم توجه بیشتر عموم به مقوله محیط زیست و نقش مهم آن در حیات زمین می باشد .

در همین راستا هفتمین موج سبز زیست محیطی وبلاگستان فارسی به گرامیداشت هفته محیط زیست از ۱۵ تا ۲۱ خرداد اختصاص دارد در بیانیه موج سبز آمده است:

امروز محیط زیست ما در کره خاکی بیش از پیش مورد تهدید قرار گرفته است و آب ، خاک ، هوا ، موجودات زنده بیش از هر زمانی در معرض عوامل نابود کننده قرار دارند.

حفظ محیط زیست وظیفه ای همگانی است . همه باید خود را در برابر حفظ محیط زیست مسئول بدانند و برای نجات کره خاکی تلاش کنند .

بیایید از امروز بیش از گذشته برای حفظ محیط زیست تلاش کنیم. قرار نیست کار سخت یا عجیبی انجام دهیم . قطره قطره کارهای کوچک ما برای حفظ محیط زیست می تواند به دریایی بزرگ از رفتارهای خوب زیست محیطی تبدیل شویم ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 خرداد1390ساعت 15:35  توسط بیداد(گیله زن)  | 

بعد از نوشتن مطالبی جداگانه در مورد جنگل های زاگرس و هیرکانی در این پست قصد دارم تا شما را با یکی دیگر از ۵ ناحیه رویشی ایران زمین آشنا کنم :

جنگل های ارسبانان یکی از ۵ ناحیه رویشی در ایران می باشد جنگل های این ناحیه که جزو جنگل های نیمه مرطوب کشور هستند در استان آذربایجان شرقی و شمال غرب استان اردبیل واقع شده و حدود ۱/۴ درصد معادل ۲۰۰۰۰۰ هکتار جنگل های کشور در آن قرار دارد . جنگل های ارسباران به خاطر گونه های گیاهی نادر و منحصر به فرد و تنوع زیستی بالا از سال ۱۹۷۶ از سوی یونسکو به عنوان یکی از ذخیره گاه های زیست کره (بیوسفر) حمایت می شود . تنوع گونه های گیاهی از اختصاصات ویژه این ناحیه رویشی است آنچنان که بیش از ۷۷۵ گونه گیاهی فقط در منطقه حفاظت شده شناسایی شده که ۵۵ گونه آن برای اولین بار از ایران گزارش شده است . بسیاری از گونه های جنگلی ناحیه رویشی هیرکانی در این ناحیه وجود دارد . یا این وجود گونه های اصلی آن ناحیه مانند راش و توسکا در ارسباران رشد نیافته است این امر موجب شده تا در تقسیم بندی ها این ناحیه از ناحیه رویشی هیرکانی جدا شود.

گونه های اصلی ناحیه ارسباران بلوط سیاه،بلوط سفید،ممرز،سرخدار و افرا می باشد .

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 خرداد1390ساعت 21:22  توسط بیداد(گیله زن)  | 

امروز مطلبی را با این عنوان خواندم : هومان خاکپور نویسنده وبلاگ دیده بان طبیعت بختیاری در پی درج مطلبی درباره احداث خط لوله در منطقه حفاظت شده تنگ صیاد به دادسرای عمومی شهرستان شهرکرد احضار شد اداره کل حفاظت محیط زیست استان چهارمحال و بختیاری، خاکپور را متهم به تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب کرده و شکایت خود را به مراجع قضایی برده است. 

قاعدتا با خواندن این خبر باید گریه کرد اما... قضیه به مانند همان ضرب المثل معروف خودمان میباشد که می گوید: خنده ی تلخ من از گریه غم انگیزتر است کارم از گریه گذشته ست به آن می خندم ... آخر مدت های زیادیست که چشمانمان به خواندن چنین رویدادهای اسفباری عادت کرده ! این موضوع هم که بیشتر شبیه به یک طنز می باشد . دوستان بیایید کمی در مورد این رخداد مثبت اندیش باشیم شاید آن بنده های خدا در این گیر و دار ماتم و غصه و تاسف به حال طبیعت کشور  فکر آسیب دیدن روح و روان لطیف مان را کردند تا اینکه طنزی را با عنوان تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب ترتیب دادند

آخر گریه هایمان خشک شدند از وقتیکه بزرگ ترین و قدیمی ترین پارک ملی ایران یعنی گلستان در آتش بی خردی عده ای ماه ها سوختند و هر روز لحظه شماری میکردم به امید آنکه صفحه ای را باز کنم تا خبری از خاموش شدن آتش بخوانم البته امیدی به خاموشیه آتش به همت آقایان نداشتم بلکه به دنبال معجزه ای از طرف خداوند بودم... گریه هایمان خشک شدند از وقتیکه دومین دریاچه ی آب شور جهان یعنی ارومیه خشک شد تا سدهای رنگارنگ متولد شوند تا تولدشان را در کنار کویر ارومیه جشن بگیرند... گریه هایمان خشک شدند از وقتیکه ۸ هکتار از باغ گیاه شناسی نوشهر با قدمتی ۵۰ ساله در اقدامی بی سابقه (به یقین یی سابقه در کل جهان) تخریب شد آنهم به صورت کاملا(...) با ماشین آلات سنگین و هجوم عده ای سر به سینه زنان با چوب و چماق گوییکه که برای مقابله با دشمن به میدان جنگ رهسپار شده بودند میدان جنگی که حریف مقابلش جز سرسبزی سلاحی نداشت ... گریه هایمان بدرقه ی مسیر تالاب هایی شدند که هر کدام بر اثر بی مبالاتی عده ای در لیست در خطر انقراض جای گرفتند و گریه هایمان خشک شدند از وقتیکه ... و یادم می آید آخرین بار روبروی تالاب انزلی بودم که اشکانم بر لجن زار انزلی سرازیر شد 

تمام این فجایع بر سر محیط زیست کشور خراب شد در حالیکه هومان خاکپور و دلسوزانی به مانند او بودند که حقایق را درج کردند تا بماند آن اندک سرمایه هایی که این سرزمین و مردمش به آن مفتخرند . اما پاداش شان یا فیلتر شدن وبلاگ شان بود و یا این حکم طنزآلود !

شگفتا از سازمان محیط زیست که به جای محاکمه ی طبیعت ستیزان این سرزمین و قاتلان آن محیط بانان مظلوم  یک فعال و دلسوز محیط زیست را متهم می خواند شگفتا که چشمهای بیدار این سرزمین به مراجع قضایی فرا خوانده می شوند تا حقایق مخفی بمانند تا مبادا خلوت خوش آب و رنگ عده ای مخدوش گردد .

میگویند اتهام این است: تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب ! اگر نوشتن حقایق جرم است پس چه افتخار بزرگی ست مجرم بودن

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 خرداد1390ساعت 1:23  توسط بیداد(گیله زن)  | 

چندی پیش درباره ی جنگل های هیرکانی مطلبی را قرار دادم و اکنون می خواهم تعریفی از جنگل های زاگرس داشته باشم و در مورد وضعیت فعلی این نواحی اطلاعاتی قرار دهم :

ناحیه رویشی زاگرس یکی از ۵ناحیه رویشی در ایران می باشد برخی منابع قدمت جنگل های بلوط زاگرس را ۵۵۰۰ سال ذکر کرده اند ایجاد و گسترش جنگل در این ناحیه به خاطر بارندگی های ناشی از استقرار سیستم مدیترانه ای و دریای سیاه بوده که با در بر گرفتن نزدیک به ۹/۴۱ درصد معادل ۶۰۰۰۰۰۰هکتار جنگل های کشور از ناحیه سردشت اذربایجان غربی تا فیروز آباد فارس امتداد دارد . یکی از معیارهای تعیین مرز این ناحیه گونه گیاهی غالب آن،بلوط ایرانی است اما سایر گونه های اصلی این ناحیه رویشی بنه، بادام، کیکم و گلابی وحشی است.

دو کارکرد مهم جنگل های بلوط زاگرس حفاظت آب و خاک هستند که باتوجه به غالب بودن آب و هوای خشک و نیمه خشک در کشور از اهمیتی انکار نشدنی برخوردارند آنچنانکه هر نوع سرمایه گذاری حفاظتی و احیایی را توجیه پذیر نشان می دهد. جنگل های زاگرس باتوجه به زادآوری محدود و پایین جزو جنگل های حفاظتی و حمایتی قرار می گیرد.از سال ۱۳۸۲ طرح ملی صیانت و توسعه زاگرس مطرح شد می توان از اهداف این طرح به احیا و تقویت پوشش گیاهی نواحی جنگلی،بررسی مسائل و مشکلات اقتصادی و اجتماعی ساکنان این مناطق و کاهش عوامل تخریب زا اشاره کرد.

از وضعیت کنونی جنگل های زاگرس می توان به گزارش همشهری به نقل از محمد درویش عضو هیات علمی مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور اشاره کرد :
آخرین بررسی‌های میدانی حاکی از آن است که یک میلیون و 200 هزار هکتار از این رویشگاه‌ها (20درصد کل رویشگاه‌های زاگرس) به کلی نابود شده یا در‌معرض نابودی کامل قرار دارد.محمد درویش با اسفبار خواندن رویشگاه‌های زاگرسی تصریح کرد: تا چندی پیش تصور می‌شد بین 200 تا 300 هزار هکتار از این رویشگاه‌ها بر اثر خشکیدگی تخریب شده است اما تحقیقات جدیدی که برخی کارشناسان سازمان جنگل‌ها و مراتع هم برآن صحه می‌گذارند حاکی از آن است که فاجعه خشکیدگی بلوط‌ها گستره عظیمی از رویشگاه‌های زاگرسی را شامل می‌شود. به گفته وی، ریزگرد، سوسک چوبخوار، تغییر کاربری اراضی جنگلی در حجم زیاد، اجرای طرح‌های عمرانی فاقد ارزیابی واقعی زیست‌محیطی، چرای دام در جنگل، کشت زیراشکوب و خشکسالی و کم‌آبی دست به دست هم داده و این وضعیت رقت بار را رقم زده است.

یادآوری می کنم که در سال های اخیر یکی از عوامل مهم در تخریب جنگل های زاگرس آتش سوزیهای مکرر در این نواحی و عدم پیشگیری به موقع از آن بوده است.

+ نوشته شده در  جمعه 6 خرداد1390ساعت 1:52  توسط بیداد(گیله زن)  | 

به یاد بزرگ مرد تاریخ فوتبال ایران " ناصر حجازی "

بی شک نام و یادش در دل مردم ایران جاودانه می ماند .

صلواتی را نثار روح پاک این بزرگوار کنید .

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 خرداد1390ساعت 17:35  توسط بیداد(گیله زن)  |